روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - تفصيل ديگرى در بيان آراى دانشمندان در حدوث و قدم نفوس
خود نايل بودند و تصرف آنان در بدن بيهوده بود.
٤- ثم لا اولوية لتخصيص بعضها ببدن و الاتفاقات انما هى فى عالم الاجسام، و ليس فى عالم النور المحض اتفاق يخصص ذلك الطرف.[١]
حتى اگر روح را جوهر مجرد بدانيم و نه جسم لطيف، باز هم دليل قاطعى نداريم كه حجاب و مانعى براى مجرد در مشاهده جمال نور الانوار وجود نداشته باشد و ادعاى اينكه هر مجرد بدليل اينكه از ماده مجرد است بايد به همه كمالات لايق خود برسد، از ظنيات و يا شعرياتى است كه برهان عقلى بر اين ادعا وجود ندارد.
حقيقت اينست كه اين ادعا حتى درباره نفوس انسانى پس از مفارقت از ابدان نيز ثابت نيست، هرچند كمالات زيادى را در دنيا كسب كرده باشند.[٢]
بهرحال مجردات امكانى حتى عقول كلى مفارق بر فرض وجود آنها محدود و داراى ماهيت امكانى هستند و نميشود كه همه كمالات ممكن براى آنان بالفعل ثابت باشد. بلى واجب الوجود است
[١] - ص ٣٥٣ ج ٨ اسفار.
[٢] - صاحب اسفار چنين جواب مىدهد كه نفوس به كينونة عقلى خود هرچند محجوب و ممنوع از كمال عقلى خود نيستند و ليكن قد بقى لها كثير من الخيرات التى لا يمكن تحصيلها الا بالهبوط الى الابدان و الآلات بحسب الزمنة و الاوقات ....