روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٢ - آيات قرآن چه دلالتى دارند؟
بى تأثير است، زيرا ممكن است بگوييم احياى برزخ و مشاهده عذاب موجب علم كفار بصدق وعدههاى خداوند شده و احياء قيامت سببيتى در اعتقاد آنان ندارد و تحصيل حاصل محال است.
ممكن است بگوييم احياى قيامت به تنهايى براى اعتقاد به حقيقت معاد كفايت مىكند و محتاج به ذكر ضمائم ديگرى نيست خداوند مىفرمايد: «وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ» (حج ٥٥).
گذشته از آن، آيه بر فرض دلالت بر حيات برزخ مثبت استمرار حيات آن تا قيامت نيست بلكه اماته برزخ، كه از طرف مستدل در آن فرض شده، دليل بر عدم استمرار آن است، پس مدلول آيه اثبات حيات برزخ بنحو موجبه جزئيه مىباشد (تقريباً به مقدار يك ساعت).
ممكن است اين همان امرى باشد كه مدلول استثناء آيات هفتگانه گذشته بود و از آن بيشتر، مطلبى را اثبات نمىكند و عذاب ابتدائى قبر از محل بحث ما بيرون است.
از جمله آياتى كه اشعار بعدم حيات برزخى دارد آيه (٥٦ سوره دخان) است: «لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى». نمىچشند در بهشت مرگ را مگر مرگ (اولى را). اگر در برزخ حياتى براى عامه مؤمنين مىبود مناسب بود (الا الموتتين) بفرمايى و نبايد موت دومى را مهمل مىگذاشت.
بلى در اصل اين استثناء سؤالى است كه ذكر آان با اجوبه او