روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - استدلال بر نظريه صاحب اسفار
صفات ماده بر آن عارض نمىگرديد.
از شرح اصول كافى او استدلال ديگرى چنين نقل شده است:
اگر ارواح بشرى پيش از تعلق به بدن وجود داشته باشند از دو حال خارج نيستند يا متحدند و يا متكثر و هر دو صورت باطلاند.
در صورت اول اين سؤال مطرح ميشود كه پس از تعلق با بابدان بر وحدت خود باقى مىمانند يا نه؟ اگر بگوئيم بر وحدت خود باقى مىمانند، لازم خواهد آمد كه اگر فردى از افراد انسان بچيزى عالم گردد، بايد فردى ديگر نيز همان چيز را بداند، زيرا ممكن نيست يك حقيقت هم به يك چيز عالم باشد و هم عالم نباشد ... و اگر بگوئيم بر وحدت خود باقى نمىمانند و متكثر مىشوند اين اشكال پيش خواهد آمد كه اين تكثر از چه راهى صورت مىگيرد؟ بديهى است كه نمىتوان از اين اشكال پاسخ داد، زيرا چيزى ميتواند متكثر شود كه جسم باشد مقدار داشته باشد و نفس داراى مقدار نيست.
در صورت دوم اين سؤال مطرح ميشود كه آيا ارواح متماثل هستند و يا متغاير؟ شق اول باطل است، زيرا تماثل من جميع الجهات با فرض كثرت جايز نيست.
و شق دوم نيز باطل مىباشد زيرا اين امر يا به اختلاف انواع است يا به اختلاف عوارض و حالات كه خود خارج از ماهيت و لوازم آن است و چون نفوس انسانى در نوع متحد هستند ممكن نيست قبل از تعلق به بدن در ماهيت و حقيقت مختلف باشند. و اختلاف به