روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٦ - استدلال بر نظريه صاحب اسفار
كرده و صفات ماده را دارا شده و محكوم قوانين وى گشته و با اين حركت و تكامل وجودى مجرد از ماده كه صفات ماده را نداشته و محكوم قوانين آن نيست گرديده است ... و همين مفهوم فلسفى مىتواند تفسير معقولى از براى نفس بوده، مشكل فلسفى را حل و توضيح صحيحى از مسأله علاقه بين نفس و ماده و نفس و بدن را ارائه دهد[١].
ملاصدرا در شواهد الربوبية بر حدوث جسمانى نفس چنين استدلال ميكند: هر موجود مجردى چون فعليت محض است، نمىتواند صورتهاى مختلفى را بپذيرد، بخلاف موجود مادى كه صورتى را خلع و صورت ديگرى را لبس كرده و محل عروض عوارض مىباشد و نفس چون از بدو پيدايش بدن صورتهاى مختلفى را مىپذيرد و محل عروض عوارض مىباشد مادى است و زمانى مجرد مىشود كه به آخرين مراحل تكامل خود رسيده و فعليت محض گردد.[٢]
با اين دليل روشن مىشود كه نفس قبل از تعلق به بدن وجود نداشته، زيرا اگر وجود ميداشت مجرد مىبود و اگر مجرد مىبود
[١] - ص ١٩ و ٢٠ ترجمه فلسفتنا به فارسى.
[٢] - بنابراين ارواح كفار و بسيارى از مؤمنين در زندگانى دنيا مجرد نمىشوند و شايد هيچ گاه چنين نشوند. ولى پارهاى از ادله گذشته درباره تجرد روح مخالف اين نظريه است.