روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٩ - استدلال بر نظريه صاحب اسفار
احاديثى كه در اين كتاب مىآيد تصادم دارد، زيرا آن احاديث دلالت بر تقدم روح بر بدن دارد، بلكه پارهاى از دلايل گذشته تجرد روح نيز با اين نظر مخالف است، چه آن دلايل تجرد روح را در اول تمييز و دوره طفوليت باثبات مىرساند، ولى مقتضاى جسمانية الحدوث[١] بودن روح، عدم تجرد كامل روح در دوران طفوليت و حتى دوره جوانى انسان است.
بهر حال من هنوز به بيان معقول و روشنى كه قول مذكور را توضيح داده باشد برنخوردهام.
بنابراين آنچه كه تاكنون فهميدهايم روح موجودى است مستقل از بدن محسوس فيزيكى و نيز از ظواهر نقلى دينى مىفهميم كه خلقت روح مقدم بر خلقت بدن مىباشد.
منتهى بعضى از ظواهر نقلى كه چندان قابل اعتماد نمىباشد
[١] - شهيد صدر مىگويد: بايد به اين نكته توجه داشت كه صدر المتألهين نمىخواهد روح را نتيجه وجود ماده بداند و آن را از آثار وى قرار دهد، بلكه مىگويد روح نتيجه حركت جوهرى است كه در ماده وجود دارد نه انكه نتيجه خود ماده است. و حركت جوهرى از نفس ماده ريشه نمىگيرد، چه حركت بطور كلى عبارت است از خروج تدريجى شىء از قوه بفعل( از امكان و استعداد به فعليت) و قوه، پديد آورنده فعليت نمىتواند بوده باشد و امكان، سازنده وجود نيست. و حركت جوهرى معلول علتى است كه در خارج از منطقه ماده وجود دارد و روح كه جنبه غير مادى انسان است نتيجه همين حركت است. ص ٦٥٦ ترجمه فلسفنتا.