علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٦٤
٢. آیت الله بروجردی معتقد بود که اگر روایتی صحیح السند نباشد، ولی مشهور به آن عمل کرده باشند، ما باید به آن روایت عمل کنیم. وی گفته است:
در زمان ائمه:، اصحاب، احکام و فتاوا را از خود ائمه دریافت می کردند و عین عبارات ائمه و فتاوا و احکامی را که فرمودند، برای تلامذه خود ذکر می کردند. و این کار در هیچ عصری از اعصار منقطع نشد تا به زمان شیخ صدوق و شیخ مفید و سید مرتضی رسید. در عصر آنان نیز همان روش اصحاب معمول بوده است. بعد از زمان اینها، تفریعاتی اضافه شد.
لذا از نظر معظم له مسائل فقه به دو دسته تقسیم میشود: «اصول متلقات از ائمه معصومین:» و «مسائل تفریعیه».
چون بنای اصحاب در زمان ائمه و قدما بر حفظ عبارات اصلی بوده است،آنچه به عنوان اصول متلقات بین آنها مشهور بوده، برای فقهای متأخر حجیت دارد، و لو دارای سند صحیح هم نباشد؛ ولی اگر روایتی از نظر سند کاملاً معتبر باشد، اما قدما بر طبق آن عمل نکرده و در کتابهای فقهی خود، بر مبنای آن فتوا نداده باشند، آن روایت برای ما حجیت ندارد. و اگر قدمای از فقها، بر اساس روایتی مرسل، به عنوان مسائل اصلی، فتوا دادهاند، برای ما حجیت دارد.
اما اجماع متأخرین فایدهای ندارد. بعد از زمان محقق یا شیخ طوسی، اگر در مسألهای اجماع هم پیدا شود، به درد نمیخورد، آنچه که برای ما نافع است، شهرت بین قدما در مسائل اصلی است.[١]
[١]. ر.ک : من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ١١٤، ٢٠٢، ٢٠٩ و ..؛ ج ٢، ص ١٨، ١٥٣، ٢٢٠و... .