علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٧٨
خصوصیات کلی شرح منهاج البراعة
هر کدام از شارحان نهج البلاغه با رویکردی که خود، در دنیای خود داشته، دست به شرح نهج البلاغة زده است؛ چنان که قطب الدین راوندی شرح خود را با عنوان منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه را بر پایۀ شرحی ادبی و لغوی قرار داد. همچنین شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید که محور اصلی آن بیشتر مباحث تاریخی است؛ گرچه از مباحثی چون ادبیات، کلام، فقه، اخلاق و انساب و ... فروگذار نکرده است. یا شرح نهج البلاغة ابن میثم بحرانی که شرحی کلامی (با ذوق صوفی) تلقی میشود.[١] لازم به ذکر است که برخی از این شارحان، نهج البلاغة را به صورت ترتیبی (همچون شارحان پیش گفته) و برخی به صورت موضوعی شرح کردهاند. از جمله شروح موضوعی میتوان به بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغة از علامه شوشتری اشاره کرد.[٢] اما شرح مورد بحث ما، یعنی منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة شرحی ترتیبی و متمایز از شروح پیشین خود است. نویسنده در مقدمه خود این نکته را متذکر میشود که نهج البلاغة در بین علمای سرزمینهای مختلف و فضلای اعصار گونه گونه، همچون آفتاب نیم روز شهرت داشته و گروهی از اندیشمندان به شرح آن همت کردهاند؛ ولی این شارحان به پوستهای از نهج البلاغة توجه نموده و از عمق عمیق آن بازماندهاند. وی در بیان انگیزه خود از تألیف شرح بر شرح ابن ابی الحدید خرده میگیرد و شرح وی را جسد بدون روح معرفی میکند که تنها در بردارنده الفاظ غریب و حکایات و دیگر اطلاعات بدون فایده است. شرح ابن میثم بحرانی را نیز أحسن الشروح و به دور از حشویات معرفی میکند، اما به آن
[١]. همان، ج١، ص ٤٤٣.
[٢]. همان، ج ١، ص ٤٤٥.