علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣٥ - روش شناسی منهاج «البراعة فی شرح نهج البلاغة»
ترکیبِ کلّیِ چهره) محفوظ میماند و از این جا معلوم میشود که ثبات این خصوصیات نه ناشی از بدن مادری، بلکه ازعاملی دیگر است که حتی بدن مادری هم از آن ایجاد شده است که با توجه به مطالب پیش، چیزی جز بدن ذرّهای نیست. در حقیقت، انسان زندگیِ دنیاییِ خود را با این سه بدن سپری می کند. ثانیاً، آدمی دوران پس از مرگ را نه با روح مجرد به تنهایی و نه با بدن مادری و ذرّهای، بلکه با تعلق روح به بدن مثالی سپری میکند و این بدن محور اصلیِ فعالیتهای روح، نه تنها در خواب، بلکه در عالم برزخ است و ابدان مادری و ذرّهای در این فعالیت برزخی نقشی ندارند و هردو در دل خاک جای میگیرند؛ با این تفاوت که بدن مادری میپوسد، تجزیه میگردد و به ذرات خاک بدل میشود و هویت جمعیِ خود را به عنوان پیکر یک انسان خاص از دست میدهد، ولی بدن ذرّهای، یا به علتِ ساختار فیزیکی و شیمیاییِ خاصِّ خود و یا به اعجاز الهی، از تجزیه و تلاشی تا قیامت مصون است و هویت وحدانیِ آن در مقامِ بدنِ
اصلی باقی میماند تا بار دیگر اندام انسان بر اساس آن آفریده شود. ثالثاً، آفرینش جسمانیِ همۀ انسانها (حضرت آدم و تمام نسلهای پس از وی تا قیامت)، به یک نحو، یعنی به صورت بدنی ذرّهای آغاز شده، هر چند شکلگیریِ اندام و اعضا و جوارح آنان در حیات دنیایی، دو مسیر کاملاً متفاوت را پیموده است؛ اما در ساخته شدنِ بدنهای اخروی چنین تفاوتی وجود ندارد. به بیان دیگر، نه تنها خلقِ بدنِ آدم و آدمیان در قیامت از همان طینت و وجود ذرّهای آنها آغاز میشود، بلکه تکمیل پیکرۀ انسانیِ آنان هم به یک شکل، یعنی رشد در بسترِ خاک صورت میگیرد و در واقع، اندام همۀ فرزندان آدم همان گونه در آخرت بازسازی و احیا میشود که پیکرِ خودِ وی نخستین بار در دنیا آفریده شد
كتابنامه
ـ الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، نشر مرتضی، مشهد، ١٤٠٣ ق.