علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٤ - اقسام بدن انسان و نقش آنها در دنيا ، برزخ و قيامت
اما یکی دیگر از قراینی که گمانِ تأیید امام نسبت به اوصاف بیان شده را بر میانگیزاند، دعایی است که در ابتدای کلام امام نقل شده است. چنان که مطابق نقل طبری، امام علی پس از شنیدن مرثیهسرایی دختر ابی حثمه فرمود: «یرحم الله ابن الخطاب؛ خداوند فرزند خطاب را رحمت کناد!»[١]
پذیرش صدور این تعبیر از سوی اماممیتواند بیانگر این مطلب باشد که آن حضرت، عمر را شایسته رحمت خداوند میدانست و لذا ستایشهای ذکر شده در حق وی را نیز قبول داشت. اما با بررسی مصادر موجود در مییابیم که تنها طبری این تعبیر را نقل کرده است و بقیة مورخان، عباراتی چون: «لله درّ باکیة عمر»، «لله درّ نادبة عمر»، «لله نادبة عمر» و یا «لله بلاء نادبة عمر» آوردهاند که در حقیقت، بیانگر دعای حضرت در حق گویندة آن توصیفات (ابنة ابیحثمه) است، نه پسر خطاب![٢] از این رو، این احتمال که تعبیر «یرحم الله ابن الخطاب» نیز جزء سخنان امام نبوده و بعدها بدان افزوده شده است، قوت مییابد.
اینک با عنایت به این که هر دو عبارت مورد بحث، یعنی «لقد صدقت ابنة ابی حثمة» و «یرحم الله ابن الخطاب»، تنها در کتابی نقل شده است که راوی آن «مغیرة بن شعبة» است، میتوان
[١] . ر.ک: تأملات فی کتاب نهج البلاغة، ص١٠؛ مجموعۀ مؤلفات (الشیعة و السنة)، ج٤، ص١٣٥؛
[٢] . تاریخ الامم و الملوک، ج٤، ص٢١٨.