علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠٩
٢. خود شیخ طوسی روایت را در کتابهای حدیثیاش، التهذیب و الاستبصار، حتی الامالی نقل نکرده و در کتابهای دیگرش بدان عمل نکرده است. همچنین در کتاب اصولی العدة و کتابهای فقهی و الفهرست بدان استناد نکرده است؛ با این که مناسب بود بدان استناد کند. این عدم نقل و استفاده گویای عدم اعتماد او به این حدیث و عدم حجیت آن نزد وی است.
٣. اگر نگاهی تاریخی به عمل به این روایت در عرصههای مختلف علمی بیفکنیم، میبینیم که علما، با مبانی و مشربهای علمی متفاوت، تا قرنهای متمادی بدان عمل نکردهاند. این بدانمعناست که این حدیث را در مقام عمل وا نهادهاند. آری برخی از متأخران بدان عمل کردهاند و تا آنجا که ما میدانیم، اولین کسی که بدان استناد کرده، محقق نراقی در قرن سیزدهم و پس از آن، شیخ انصاری و معدودی از اعلام پس از شیخ انصاری هستند. نیز این حدیث در مقام عمل، از سوی تعدادی از فقها و اصولیان متأخر از نراقی و انصاری، مانند امام خمینی و آیت الله خویی رد شده است. بنابراین، روشن شد که متقدمین به این روایت عمل نکردهاند و عمل بدان از سوی متأخران شاذ است.
٤. بررسی روایت از ناحیه صدور، بنا بر هر دو مبنای معروف (وثوق و وثاقت) عدم حجیت آن را از این جهت ثابت کرد.
٥. اگر حجیت روایت را بپذیریم، حدیث بر وثاقت مشایخ بن فضال یا صحت احادیثی که از بنیفضال بر طریق صحیح نقل شده، دلالت تام ندارد. پس امر وارد شده در آن الزامی نیست، بلکه فقط بیان اباحه است.
آنچه از این بحث به دست آوردیم، این است که روایت یاد شده هیچ یک از موارد یاد شده را اثبات نمیکند. این به ما میفهماند که باید روایات را از همۀ جوانب بررسی کرد و به یک جهت نباید اکتفا کرد. و بررسی همه جانبه در صورتی