علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣١ - مراحل و قواعد فقه الحدیث از دیدگاه مجلسی اول
کتاب سلیم آورده است.[١] در کتاب الاحتجاج طبرسی نیز میتوان همین نقل را یافت که او نیز از کتاب سلیم روایت میکند.[٢]
گونه سوم روایت از این روايت را در منابع شیعی میتوان در کتاب الفضائل شاذان بن جبرئیل القمی[٣] سراغ گرفت. در این کتاب، شاذان، به نقل از ابن عباس، سخنی نسبتاً طولانی از رسول خدا آورده که طی آن، ایشان از فضیلت علی و اهل بیت سخن گفتهاند. در آن سخن، حضرت در بارۀ امیر المؤمنین میفرمایند که: امت من با ولایت علی امت مرحومه شدهاند و پس از وفاتم با مخالفت با او ملعونه خواهند شد.[٤]
در بارۀ تقدیم و تأخیر زمانی ورود سه گونه روایت یاد شده از انديشه مرحومه بودن امت پیغمبر اکرم در منابع شیعه نمیتوان اظهار نظر استواری داشت. بر اساس منابع موجود، ظاهراً نخستین بار این موضوع در کتاب سلیم بن قیس هلالی
[١]. برای نمونه ر.ک: بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ١٨١.
[٢]. حماد بن سلیمان الأشعری از تابعان كوفی و از شاگردان امام باقر و امام صادق. ر.ک: معجم الرجال، ج٧، ص ٢١١.
[٣]. متن روایت صدوق اینگونه است: «حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق الطالقانی رضی الله عنه، قال: حدثنا أبو أحمد عبد العزیز بن یحیی بن أحمد بن عیسی الجلودی البصری بالبصرة، قال: حدثنا محمد بن عطیة الشامی، قال: حدثنا عبد الله بن عمرو بن سعید البصری، قال: حدثنا هشام بن جعفر، عن حماد بن عبد الله بن سلیمان و كان قارئاً للكتب، قال: قرأت فی الانجیل: یا عیسی! جد فی أمری و لا تهزل، و اسمع و أطع، یا ابن الطاهرة الطهر البكر البتول! أنت من غیر فحل، أنا خلقتک آیة للعالمین فإیای فاعبد، و علیّ فتوكل، خذ الكتاب بقوة، فسر لاهل سوریا بالسریانیة، بلغ من بین یدیک إنی أنا الله الدائم الذی لا أزول، صدقوا النبی الامی صاحب الجمل و المدرعة و التاج ـ و هی العمامة ـ و النعلین و الهراوة ـ و هی القضیب ـ، الانجل العینین، الصلت الجبین، الواضح الخدین، الاقنی الانف مفلج الثنایا، كأن عنقه إبریق فضة، كأن الذهب یجری فی تراقیه، له شعرات من صدره إلی سرته، لیس علی بطنه و لا علی صدره شعر، أسمر اللون،[...] ذو النسل القلیل إنما نسله من مباركة لها بیت فی الجنة، لا ضحب فیه و لا نصب یكفلها فی آخر الزمان كما كفل زكریا امک، لها فرخان مستشهدان، كلامه القرآن، و دینه الاسلام، و أنا السلام. فطوبی لمن أدرک زمانه، و شهد أیامه، و سمع كلامه. قال عیسی: یا رب! و ما طوبی؟ قال: شجرة فی الجنة أنا غرستها بیدی تظل الجنان، أصلها من رضوان، ماؤها من تسنیم، برده برد كافور، و طعمه طعم الزنجبیل، من شرب من تلک العین شربة لا یظمأ بعدها أبدا. فقال عیسی: اللهم! اسقنی منها، قال: حرام یا عیسی! علی البشر أن تشربوا منها حتی یشرب ذلک النبی، و حرام علی الامم أن یشربوا منها حتی تشرب منها أمة ذلک النبی، یا عیسی! أرفعک إلیّ ثم أهبطک فی آخر الزمان لتری من أمة ذلک النبی العجائب و لتعینهم علی اللعین الدجال أهبطک فی وقت الصلاة لتصلی معهم، إنهم أمة مرحومة. و كان عیسی [...] ».
[٤] . كمال الدين، ص ١٦٠.