اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٦ - تربيت مرحوم شيخ انصارى و بحرالعلوم
خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم [٢٤] . هر چه كه در دست شما است از مخزن الهى نازل شده است و خداى سبحان براى شما همين مقدار صلاح ديد كه از خزانه غيبى اش نازل كند . چرا شما از گرانى و كمبود مى ناليد ؟ آن كه قرآن نمى خواند و نمى فهمد قدرت دفاع ندارد . احنف در آن جمع برخاست و به معاويه اعتراض كرد . گفت : معاويه اين جا سه مطلب است و اين مطلب ها را به هم مخلوط كردى :
مطلب اول : اين كه در خزانه غيب خداى سبحان همه اسرار و حقائق هست كسى درباره او حرفى ندارد .
مطلب دوم : اين كه خداى سبحان براى اداره بندگانش از مخزن غيب به مقدار
اين بزرگ فقيه مى گويد مسائل جبر و تفويض جزء مسائل سنگين نظرى است , نه ضرورى . اگر يك محققى در تلاش هاى علمى اش به حق نرسيد نبايد گفت او نجس است , براى اين كه مسئله ضرورى نيست تا كسى انكار كرده باشد , بلكه از آن مسائل عميق نظرى است . آنگاه مى فرمايد : مكتب جبر را بعضى از سلاطين مى پروراندند . اشاعرة كه قائل به جبر بودند در دستگاه بنى العباس مورد حمايت بودند معتزله كه قائل به تفويض بودند . و اماميه كه قائل به آزادى انسانها بودند , در دستگاه حكومت بنى العباس سهمى نداشتند . حرفهائى كه جبريه داشتند براى توجيه تبهكارى هاى هيئت حاكمه مكتب خوبى بود . هر ظلم و ستمى را هيئت حاكمه بر امت اسلامى روا مى داشتند و مكتب جبر حل مى كرد . كه : اينها در كارها مجبورند . چون مكتب جبر با مقام سلاطين مى ساخت , حكومت بنى العباس اشاعرة را كه طرفدار مكتب جبر بودند تقويت كرده بودند . در عوض اماميه و معتزله را مى كشتند يا به زندان و تبعيد و شكنجه و امثال ذلك محكوم مى كردند . آنها كسانى را كه قائل بودند انسان در كارهايش آزاد و مسئول است از بين مى بردند .
اشاعره معتقد بودند انسان در كارهايش مجبور است و ستم هاى هيئت حاكمه را با اين مكتب توجيه مى كردند , سمت هائى در دستگاه بنى العباس داشتند . البته الان كسانى كه طرفدار اين فكر و مكتب باشند بسيار كم اند و اشاعرة در بين اهل سنت زيادند . همين هائى هستند كه در فروع دين حنبلى يا وهابى اند و از نظر اصول دين و كلامى اشعرى اند . لذا با همه هيئت هاى حاكم ساخته اند . اگر علماى اهل سنت در كشورهاى اسلامى تابع دولتمردان ستم پيشه نبودند , وضع ملتهاى اسلامى به اين جا نمى رسيد . وقتى مى بينم يك عده اى بعنوان ائمه جمعه و جماعات در بغداد كنفرانس تشكيل مى دهند و ايران را محكوم مى كنند , اين جز همان فكر اشعرى بودن در اصول كلامى , و حنبلى و وهابى بودن در فقه چيز ديگرى نيست . ريشه اين فكر در امويان بود و در حكومت بنى العباس تقويت شد .
[٢٤]سوره حجر آيه ٢١ .