اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٤ - طلا و نقره نزد على سنگ است
اين است كه خطر مى آورد . قرآن مى فرمايد كافر جز در غرور زندگى نمى كند : ان الكافرون الا فى غرور [١٥] . چون فقط در دنيايند , در قبالش اولياء الهى اند كه اصلا در دنيا نيستند , گروه سوم كه متوسطين اند گاهى در دنيا هستند و گاهى به آخرت ميل دارند . آن خيال و وهم دنيا مى شود . هر چه كه انسان را از خدا مشغول كند دنيا است .
يك وقت كسى كه مامور مستغلات ملكى حضرت امير سلام الله عليه بود , به حضرت عرض كرد كسى از شما چيزى خواست , گفت من نيازمندم و مقروضم , شما فرموديد به او هزار واحد بدهيد , اما بيان نفرموديد هزار واحد طلا يا نقره . فرمود : كلا هما عندى حجر اعطه انفعهما بحاله [١٦] . هر دو پيش على سنگ است طلا يك سنگ زرد و نقره هم يك سنگ سفيد است . طلا و نقره جزء گياهان كه نيستند , جزء جمادات اند . و به اصطلاح از احجار كريمه اند فرمود : براى من بى تفاوت است . اما هر چه كه به حال او نافع تر است و مشكلش را حل مى كند به او بده .
خلاصه آنكه : اينها طورى زندگى كرده اند كه دشمن درباره آنها احتمال طمع نمى ده نمى دهند , چون فهميدند دنيا جيفه و مردار است . در جريان عقيل مى فرمايد [١٧] از من وامى خواست و به او ندادم . آنگاه فرمود من شب ديدم كسى آمده است منزل كنار لباسش يك بسته اى است , به او گفتم اين بسته اى را كه آورده اى اگر به مقصد زكوة و صدقه و امثال اين ها است كه بر ما حلال نيست . اگر يكى از اينها است كه بايد به بيت المال داد , نه به من . آن هم در روز
[١٥]سوره ملك آيه ٢٠ .
[١٦] الذهب و الفضة حجران ممسوخان فمن احبهما كان معهما . تفسير نورالثقلين , ج ١ , ص ٢٦٧ . و نساله اعرابى شيئا فامر له بالف . فقال الوكيل : من ذهب او فضة ؟ فقال : كلاهما عندى حجران فاعط الاعرابى انفعهما له . بحار الانوار , ج ٤١ , ص ٣٢ .
[١٧] و اعجب من ذلك طارق طرقنا قدلك بملوفة فى وعائها و معجونة شنئتها , كانما عجنت بريق حية اوقيئها . فقلت : اصلة ام زكاة ام صدقه ؟ محرم علينا اهل البيت . فقال : لاذا و لا ذاك و لكنها هدية فقلت : هبلتك الهبول , اعن دين الله اتيتنى لتخذ عنى ؟ امختبط ام ذوجنة ام تهجر ؟ واقعه مربوط به شخصى بنام اشعث ابن قيس است . نهج البلاغه , خطبه ٢١٥ .