اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٩ - چرا رسول خدا را اباالقاسم ناميدند
پس پيامبر را ابالقاسم نامند . اين معنا و تفسير براى اباالقاسم جزء اسرار اين كنيه است [٥] . اين مطلب كه چرا پيامبر را ابوالقاسم گفته اند هر كسى نمى تواند بفهمد و معنا كند . اين حديث را استادمان مرحوم آيه الله حاج شيخ محمد تقى آملى قدس الله نفسه الزكيه كه در علم و عمل كامل بود , روزى بعد از درس نقل كردند و بعد فرمودند : اگر اين شاگرد كه از معصوم عليه السلام مى پرسد كه چرا پيامبر را اباالقاسم ناميدند توفيق و شرح صدر بيشترى مى داشت و به همين مقدار قانع نمى شد و از حضرت سؤال مى كرد( زدنى بيانا) حضرت بيان ديگر مى فرمود .
بنابر اين آنچه در تعبيرات بعنوان الفاظ عبادات آمده است به اندازه فكر ما با ما سخن گفته اند . اينطور نيست كه اسرار نماز و حقيقت نماز همين باشد كه ما مى خوانيم بلكه پشت پرده اين الفاظ و معانى و مفاهيم , حقائقى است . البته آنان به اندازه فكر ما با ما سخن گفتند . اگر فكرمان را توسعه داديم از پشت پرده و ماوراى اين الفاظ مطالب ديگرى را هم كم و بيش مى فهميم كه حقيقت و باطن نماز چيست . چون رسول خدا ( ص ) فرمود ما موظفيم با مردم به اندازه فكر آنها سخن بگوئيم , لكن هر كس به اندازه فكر خود مى فهمد : انا معاشر الانبياء امرنا ان لا نكلم الناس الا على قدر عقول قدر عقولهم [٦] .
امام صادق عليه السلام نقل فرمود كه رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء در تمام مدت عمر به اندازه كنه عقل خود با كسى سخن نگفت : ما كلم رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم العباد بكنه عقله قط [٧] . پس اينطور نيست كه آنچه ما مى فهميم كنه و تمام اسرار اين عبادات باشد , بلكه قشر و صورت و پرده هائى از اين عبادات است . اگر خواستيم پشت پرده را كنار بزنيم , دو راه دارد : يا راه درس و بحث و تحصيل , راه مدرسه , كتاب خواندن و كتاب نوشتن , و يا راه تهذيب نفس , تلاش و كوشش براى تطهير درون و تصفيه باطن .
[٥]معانى الاخبار , شيخ صدوق , باب معانى اسماء النبى , حديث ٣ .
[٦]اصول كافى , ج ١ , كتاب العقل و الجهل , حديث ١٥ .
[٧]همان ماخذ .