اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٣ - باطن نماز را دوست داشتن مهم است
كل جهان ماندند , و براى هميشه مى مانند . مگر در حمله مغول كشتار وحشيانه كم بود , مگر سرانى را نگرفته و اعدام نكردند . چه انسانهايى كه پوست سرهاشان را كندند و آنها را پر ازكاه كرده و روى نى ها قرار دادند . چرا فقط در كتابهاى تاريخ دفن شد ؟ چرا اين حرفها باقى نماند ؟ در جريان حمله مغول بعضى از سران را تكه تكه كرده سر را به يك قسمت دستها را به يك قسمت پاها را به يك قسمت , بين بغداد و تبريز و شيراز تقسيم كردند تا مردم آن مناطق وحشت زده خاموش شوند . در هجو اينها گفته اند : فى الجمله به يك هفته جهانگير شدى . گفتند شما قصد جهانگيرى داشتيد . ديديد رقيب , شما را تكه تكه كرد , در ظرف يك هفته سر را به بغداد و پا را به تبريز و دستها را به شيراز فرستاد . اينها فقط در كتابهاى تاريخ ماند و دفن شد . اين جنگها چون روح و باطنى ندارد دفن مى شود . اما اين رزم آوران اسلامى , تاريخ را بخود متوجه مى كنند , چرا ؟ چون جنگشان يك روحى دارد , براى دنيا و مقام براى خود نيست . كسى كه براى خاك مى جنگد خونش هم به اندازه خاك مى ارزد , ولى اگر كسى براى خدا جنگيد , خونش ثار الله است و خونهاى او ياد خدا است . اگر كسى دوست جهاد فى سبيل الله باشد , براى ابد زنده است . اگر كسى نماز بخواند , براى ابد زنده است روزه بگيرد براى ابد زنده است . بين اينكه كسى بگويد من نماز مى خوانم و اينكه سيدالشهداء سلام الله عليه مى فرمايد من نماز را دوست دارم فرق بسيار است . و عزيز من مى باشد بچه هاى امام سجاد سلام الله عليه و فرزندان امام باقر و معصومين عليهم السلام اين حال را داشته اند . سعى مى كردند وقتى حضرت مشغول نماز شد , شروع به بازى بكنند . مى گفتند وقتى حضرت شروع به نماز كرد ديگر متوجه به ما نيست , هر چه سر و صدا هم بكنيم آزاد هستيم [٢١] . وقتى آتش سوزى در مكان مجاور حضرت كه نماز مى خواندند اتفاق افتاد , سر و صدا شد و آن را خاموش كردند . حضرت بعد از مدتى كه نمازشان تمام شد به عرض ايشان رساندند كه اين جا آتش گرفته بود و ما داشتيم خاموش مى كرديم و اين همه
[٢١]الانوار الالهيه , محدث قمى , ص ٤٩ , بحار الانوار , ج ٤٦ , ص ٧٨ .