اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٠ - درجات بهشت به عدد آيات قرآن است
ديگر در قيامت متحسر نيست , كه چرا اين همه نعمت در اختيارم بود و من بيراهه مى رفتم . به اين حد قناعت نمى كند كه جهنم نرود .
فرمودند درجات بهشت به عدد آيات قرآن كريم است و براى مؤمن در بهشت منزلى است كه اگر همه اهل دنيا بخواهند در آن سكنى كنند , جاى دارد [١٥] . اين كدام عالم است ؟ اين روح انسان تا كجا كار برد دارد كه مى تواند يك چنين مقاماتى را تحصيل كند , سر اين عبادات چيست ؟ همين نماز و روزه اين جا به آن صورت ظهور مى كند . همين اعمال ظاهرى ما يك صورتى دارد كه به آن صورت محشور مى شويم كه با ما خواهد بود و از ما جدا نخواهند شد . به احكام عبادت پرداختن و يا حداكثر به آداب عبادات پرداختن نيمى از راه را طى كردن است اما به اسرار عبادات پرداختن به پايان راه رسيدن است . آنچه كه در اين حديث شريف آمده است , باطن برزخى عبادات است .
اميرالمؤمنين سلام الله عليه به حارث همدانى كه از شاگردان معروف حضرت است , مى فرمايد : هر كه بميرد , من را مى بيند [١٦] . قبل از اينكه اين جمله ها را بفرمايد , خودشان را معرفى مى فرمايد , مى گويد : من برادر پيامبرم , اول كسى هستم كه به پيامبر ايمان آوردم . من پيامبر را تصديق كردم , در حالى كه هنوز آدم ابوالبشر خلقتش كامل نشده بود . اين كدام عالم است ؟ اين مربوط به كدام جهان است آيا اين عالم طبيعت است ؟
محتضر وقتى پايان دنيايش فرا رسيد , در عالم برزخ وارد مى شود . ديگر چشم او جائى را نمى بيند و گوش او صدائى را نمى شنود . حواس ظاهره ارتباطشان را از عالم طبيعت قطع كرده اند . روح تعلقش را از اين طبيعت كم كرده است . دفعة اين شخص مى بيند كه در كنار بدن او عده اى از مهمانان گرانقدر و نورانى حاضرند . چشمش بستگان و فرزندان خود را نمى بيند چون چشم طبيعى اش بسته شد اما مهمانان گرانقدر را مى بيند , ولى آنان را نمى شناسد . نمى داند اين
[١٥]اصول كافى , ج ٢ , كتاب فضل القرآن , باب فضل حامل القرآن , حديث ١٠ .
[١٦]امالى , شيخ مفيد , مجلس اول .