اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٤ - شاگردان ائمه يكسان نبودند
اينها يكسان نيستند . وقتى صحبت ها با احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى تمام مى شود و مى خواهد مرخص شود , حضرت مى فرمايند : نه , امشب شام را پيش ما باشد . وقتى هم كه شام تمام شد مى خواهد مرخص بشود , مى فرمايند : نه , همين جا بخواب . حضرت دستور مى دهند رختخواب مخصوص خودشان را در پشت بام براى بزنطى بگذارند . هر سرى را براى هر كسى نمى گفتند . همه شاگردان يكسان نبودند .
اميرالمؤمنين سلام الله عليه دست كميل بن زياد نخعى را مى گيرد و به بيرون از كوفه مى برد و براى او درد دل مى كند و آن حديث معروف( يا كميل ان هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها ) [١٧] را بيان مى كنند . اى كميل اين دلها ظرفها است , بهترين دل دلى است كه ظرفيتش براى علوم و معارف بيشتر باشد .
حالاتى كه براى رسول خدا ( ص ) در اواخر عمر بود اسرارى داشت و گوشه هائى از اين اسرار از اين حديث پيداست كه به اميرالمؤمنين مى فرمايد وقتى مرا غسل دادى كفنم را بگير من را بنشان و هر چه خواستى از من بپرس و من هم مى گويم و تو هم يادداشت كن . [١٨] اما حضرت براى عده اى از توده مردم وقتى در اواخر عمر مبارك بود گريه مى كردند حضرت فرمود : اما انكم المقهورون و المستضعفون بعدى [١٩] . شما را ضعيف مى كنند و حقتان را از بين مى برند .
درباره جريان اواخر عمر مبارك اميرالمؤمنين است كه اصبغ بن نباته كه از شاگردان مخصوص اميرالمؤمنين است نقل مى كند و مى گويد [٢٠] : وقتى آن
[١٧]نهج البلاغه , امالى , شيخ مفيد , مجلس ٢٩ , حديث ٣ .
[١٨]قال رسول الله ( ص ) كما روى عن الصادق عليه السلام : يا على اذا انا مت فاستق لى ست قرب من بئر غرس فغلسنى و كفنى و حنظنى فاذا فرغت من غسلى فخذ بمجامع كفنى و اجلسنى ثم سلنى عما شئت فوالله لا تسالنى عن شى ء الا اجبتك .
كحل البصر , محدث قمى , ص ١٨٠ , اصول كافى , باب الاشاره و النص على اميرالمؤمنين عليه السلام , حديث ٨ ٧ .
[١٩]امالى , شيخ مفيد , مجلس ٢٤ , حديث ٢ و مجلس ٤٢ , حديث ٢ .
[٢٠]همان ماخذ , حديث ٣ .