اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٤٨ - انسان با محبت زنده است
چه اينكه براى بعض ديگر , تكاثر در مال دنيا است . هر كسى را شيطان به يك راه مى فريبد . يك عالم را شيطان از اين راه مى فريبد كه تو شاگردان بيشترى دارى , كتابهاى بيشترى نوشته اى , ساليان متمادى درس گفتى , تو بالاترى , اين تكاثر در رشته هاى علمى است . به يك رزمنده اين نيرنگ را مى زند كه تو چند بار جبهه رفته اى , تو فداكارترى , تو چند بار تلاش كرده اى , تو مقرب ترى . شيطان هيچ كس را رها نمى كند . اگر انسان از دام وهم رهيد ديگر در دسترس شيطان نيست .
براى بندگان مخلص چيزى گواراتر از اخلاصشان نيست . چون هيچ دشمنى به آنها دسترسى ندارد , نه از درون و نه از بيرون . هيچ مؤمنى نيست كه با قلبش در نماز متوجه بشود , مگر اينكه خداوند وجه خود را متوجه او مى نمايد و دلهاى ديگر مؤمنين را هم متوجه او مى كند . همه مؤمنين نسبت به او علاقه مندند , دوست او مى باشند , در حال خطر دعا گوى او هستند .
انسان با محبت زنده است و انسان بدون محبت هرگز طعمى از زندگى نمى چشد , و اگر خداى سبحان لطفش را متوجه انسانى كرد , دلهاى ديگر مؤمنين را نيز متوجه او خواهد كرد . اين خصيصه عبادت با سر است . اگر كسى( لوجه الله) عبادت كرد , مى شود ابدى . چون وجه خدا زوال پذير نيست [٧] و اگر كسى لوجه الله عبادت كرد , زوال ندارد , تاريخ او را از بين نمى برد .
در بيانات اميرالمؤمنين سلام الله عليه آمده است : يموت منا من مات و ليس بميت [٨] . از ما اهل بيت اگر كسى بميرد به حسب ظاهر مرده است وگرنه مرگ در آنجا راه ندارد . آب زندگانى را كه باران نمى بارد , چشمه و چاه هم نمى جوشاند , آن آب زندگانى افسانه اى بيش نيست . آبى در عالم نيست كه اگر كسى يك قطره يا يك قدح از آن بنوشد براى ابد زنده باشد . اين كه در تعبيرات ادبى به آب زندگانى تعبير مى شود , يك مثل است , و الا دنيا جاى جاودانه بودن نيست . آن معرفت و علم و ايمان است كه جاودانى است . عالم عارف مؤمن
[٧]اشاره است به آيه كل شى ء هالك الا وجهه .
[٨]نهج البلاغه , خطبه ٨٧ .