روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٩ - ترجمه
صحيح است ازآنجا كه درست شد كه،جهاد از فرض [١]كفايات است،و اگر حكم آيت منسوخ نبودى جهاد از فروض اعيان بود[ى] [٢].
قوله تعالى: وَ لاٰ يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَ لاٰ كَبِيرَةً ،عطف است بر آيت اوّل،گفت:
و نفقه نكنند نفقۀ اندك و بسيار،و كوچك و بزرگ.و لا يقطعون واديا،و قطع هيچ مسافت نكنند از اين سر كه روند و از آن سر كه بازآيند. إِلاّٰ كُتِبَ لَهُمْ ،الّا براى ايشان بنويسند،تا به وقت جزا خداى تعالى ايشان را پاداشت [٣]دهد بيشتر و بهتر ازآنكه كرده باشند.
جماعتى[١٢٤-پ]بسيار روايت مىكنند از رسول-عليه السّلام-چون:
اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-و ابو الدرداء،و ابو هريره،و ابو امامة الباهلىّ،و عبد اللّه بن عمر،و جابر بن عبد اللّه،و عمران بن حصين كه،رسول-عليه السّلام-گفت:هركه او نفقه بفرستد براى غازيان و او به خانه بنشيند،به هر درمى هفتصد درم بنويسند او را،و هركه او به نفس خود غزا كند،به هر درمى كه در آن خرج كند خداى تعالى او را روز قيامت هفتصد[هزار]درم عوض بدهد،آنگه اين آيت برخواند: ...وَ اللّٰهُ يُضٰاعِفُ لِمَنْ يَشٰاءُ [٤].
قوله: وَ مٰا كٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ،كلبى گفت از عبد اللّه عبّاس كه، سبب نزول آيت آن بود كه:چون رسول-عليه السّلام-به غزا رفتى هيچكس از مسلمانان بازنماندى [٥]از او الّا منافقان و معذوران از اصحاب بلايا.چون خداى تعالى در حق منافقان آيات فرستاد و عيب و نفاق ايشان آشكارا كرد.چون از غزات تبوك تخلّف كردند،مسلمانان گفتند:ما ازاينپس هرگز بازنهاستيم [٦]از رسول-عليه السّلام-اگر او رود و اگر سريّتى را فرستد چون پس از آن رسول-عليه السّلام-سريّتى را نامزد كرد به غزاتى،جملۀ مسلمانان برون رفتندى و رسول را تنها رها كردندى در مدينه،خداى تعالى اين آيت فرستاد:
[١] .آو،بم،مل،مج،لب:فروض.
[٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .مج،لب:پاداش.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٦١.
[٥] .مل،مج:نماندندى.
[٦] .نهاستيم/ناستيم/نايستيم.