روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٠ - ترجمه
گفتند:جبريل و ميكايل و اسرافيل بودند،و گفتند:جبريل بود با دو فريشتۀ ديگر به ابراهيم آمدند. بِالْبُشْرىٰ ،به بشارت،و اين از جملۀ بناهاى مصدر است،و اين آنگاه بود كه ابراهيم را-عليه السّلام-از ساره فرزند نمىآمد ازآنكه او پير شده بود،و ابراهيم را دل در بند فرزند بود،او را كنيزكى بود-اعنى ساره را-نام او هاجر،كنيزكى [١]جوان و پاكيزه بود،براى نگاهداشت دل ابراهيم او را به ابراهيم داد.
ابراهيم-عليه السّلام-با زو [٢]خلوت كرد،خداى تعالى او را اسماعيل بداد و چون اسماعيل حاصل آمد و نور محمّدى در پيشانى او بود،ساره را از آن رشك آمد.
حقتعالى گفت:اكنون اين را از اين جا ببر تا ساره ايشان را نبيند [٣].او ايشان را به مكّه برد،چنان كه برفت،و آنجا بنهاد،و برگرديد.حقتعالى خواست تا ساره را بدان احسان كه كرد مكافات كند و آن رنج كه به دل او رسيد از آمدن اسماعيل هاجر را،برآن [٤]مرهمى كند،جبريل را فرستاد با چند فريشته بدين بشارت،و با هلاك قوم لوط،ايشان بيامدند و ابتدا به ابراهيم كردند و بشارت او.چون در آمدند،به رسم سنّت و نهاد شريعت و نگاهداشت او [٥]برحسب عادت گفتند: سَلاٰماً ،و التّقدير:
نسلّم سلاما،و اين مصدرى باشد محذوف الزّوائد،براى آنكه مصدر سلّمت،تسليما باشد.
عبد اللّه عبّاس گفت:جبريل و ميكايل و اسرافيل بودند [٦].ضحّاك گفت:نه كس بودند،سدّى گفت:يازده كس [٧]بودند از فريشتگان بر صورت امردانى پاكيزه، در آمدند و گفتند: سَلاٰماً ،على تقدير نسلّم سلاما.و گفتند:بايقاع القول عليه،اى قالوا هذه الكلمة.و سلام تحيّت باشد،و سلام سلامت باشد،و سلام نامى است از نامهاى خداى تعالى في قوله: اَلسَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ [٨].
و سلام،درختى است في قوله:الاسلام و حرمل [٩]،و كذلك قوله:...
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:كنيزك.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:با او.
[٣] .اساس:نه بيند/نبيند.
[٤] .آو،آج،بم،مل،مج،آز:آن را،لب:او را.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ادب.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:بود.
[٧] .اساس+كس،به قياس با آو،و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمود و حذف شد.
[٨] .سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ٢٣.
[٩] .آج،لب،آز:حرمك،مل:حرمت لى.