روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧ - ترجمه
را گفت:اگر بر حكم سعد معاذ فرود آيى ذبح و كشتن باشد چنان كه در سورة الانفال برفت.زهرى گفت:آيت در أبو لبابة آمد چون به غزات تبوك نرفت پس پشيمان شد خويشتن به ستون مسجد بازبست و گفت [١]:طعام و شراب نخورم تا بميرم:يا خداى توبهام بپذيرد.هفت شبان روز هيچ نخورد تا بيوفتاد و هوش و قوّت از او برفت،خداى تعالى اين آيت بفرستاد و توبۀ او قبول كرد.و رسول-عليه السلام-به نفس خود بيامد و او را بازگشاد.ابو لبابه گفت:يا رسول اللّه!آن سراى كه در وى اين گناه كردم به جايگاه رها كنم،و آن مال كه به دوستى او تو را رها كردم از آن به درآيم.رسول-عليه السلام-گفت:جملۀ مال نه و لكن يك ثلث.حقتعالى گفت:
وَ آخَرُونَ يعنى:و آخرون من المتخلفين.و جماعتى ديگر از جملۀ بازايستادگان از غزات تبوك آناناند كه:اعتراف دادند به گناهشان. خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً ،عملى صالح در آميختند با عمل بد. عَسَى اللّٰهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ،مفسّران گفتند:عسى از خداى تعالى واجب باشد،و ما بيان كرديم كه:«لعل»و«عسى»را چه تفسير باشد از خداى تعالى،و براى آن گفت:تا مكلّف قطع نكند،بل متردّد مىباشد بين الخوف و الطمع،همانا خداى توبۀ ايشان بپذيرد كه خداى تعالى غفور و رحيم است،آمرزنده گناهان و بخشاينده بر بندگان.
آنگاه گفت: خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ ،فراگير اى محمد از مالهاى ايشان.و من تبعيض راست براى آن مال ايشان جمله برنگرفت به صدقه.بعضى گفتند:
زكات است،بعضى دگر گفتند:مانندۀ كفّارت است،بعضى گفتند:صدقه تطوّع است. تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ ،ايشان را پاكيزه بكنى به آن و مزكى بكنى ايشان را به آن و دو [٢]قول است،يكى آنكه:هر دو به يك معنى است،و لكن عطف كرد يكى را بر ديگر [٣]لاختلاف اللفظين كالنّاى و البعد و الكذب و المين.و قولى ديگر آن است:تزكيهم تزيدهم [٤]و تنميهم [٥]تا مالهاشان بركت در او پديد آيد [٦]،من الزكاء و هو النماء و الزيادة.و تُطَهِّرُهُمْ ،به رفع و محلّ او نصب است بر حال،اى مطهّرا لهم
[١] .همۀ نسخۀ بدلها+هيچ.
[٢] .آو،آج،بم،مل،لب:در او
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ديگرى.
[٤] .اساس:تزينهم،به قياس با نسخه او،تصحيح شد.
[٥] .اساس:تمنّيهم،به قياس با نسخه آو،تصحيح شد.
[٦] .آو،آج،بم،لب:تا مالشان بيفزايد و بركت دهد.