روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٩ - ترجمه
كرده باشد،و مردى كه او را در سبيل خداى كشته باشند،و مردى كه او را مالى داده باشند [١]او بذل كرده باشد [٢].
صاحب قرآن را گويد:نه من تو را توفيق دادم تا قرآن بياموختى و ياد گرفتى! گويد:بلى،خداوند و مولاى من!گويد:چه كردى با آن [٣]،چگونه عمل كردى برآن ؟[١٦٨-پ]گويد:بار خدايا!به آن قيام كردم اناء اللّيل و اطراف النّهار، حقتعالى گويد:بلى!كردى و لكن نه براى من كردى،براى آن كردى تا مردمان گويند:فلان قارى است،تو كردى و ايشان گفتند،و مقصود تو حاصل شد،تو را بر من حقّى نيست.
آنگه صاحب مال را بيارند،حقتعالى گويد:نه من تو را مال بسيار دادم در دنيا!با آن مال چه كردى؟گويد:بار خدايا!نفقه و صدقه كردم [٤]،حقتعالى گويد:
كردى،و لكن براى آن كردى تا مردمان گويند كه:فلان جواد است و سخى است، تو كردى و ايشان گفتند،تو را نصيبى نيست پيش من.
آنگاه بفرمايد تا آن شهيد را بيارند،گويد:نه من تو را قوّت و شجاعت و جرأت و دليرى دادم!چه كردى به آن در دنيا؟گويد:بار خدايا!در سبيل تو جهاد كردم تا مرا بكشتند،گويد:كردى و لكن براى آن كردى تا بگويند كه:فلان شجاع است،تو كردى و ايشان گفتند،و تو را بيش از آن [٥]نصيبى نيست،آنگه بفرمايد تا هر سه را به دوزخ برند.
آنگه دست بر زانوى من زد رسول-عليه السّلام-و گفت:يا با هريره [٦]!ايشان اوّل كس باشند كه خداى تعالى دوزخ به ايشان بتابد.
عقبة بن مسلم گفت:ابن ماتع اين حديث كرد از ابو هريره،آنگاه اين آيت بر خواند: مَنْ كٰانَ يُرِيدُ الْحَيٰاةَ الدُّنْيٰا وَ زِينَتَهٰا ،الى قوله: ...وَ بٰاطِلٌ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ .آنگه حقتعالى گفت:آنكه او زينت دنيا خواهد.و زينت بر وزن«فعله» باشد،و فعله،هيئت را بود،كالرّكبة و القعدة و الجلسة و المشية،يقال:زانه يزينه زينا،
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:بوده باشد.
[٢] .آو،بم،مل،مج+آن را.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:نفقه كردم و صدقه دادم.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:پيش من.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بجز مل:ابا هريره.