روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
پس لا محاله از پى«لو [١]»فعلى تقدير بايد كردن،و چون فعل آمد،«انّ»بايد.و «فدا»و«فديه»و«افتدا»،چيزى در بدل [٢]چيزى نهادن باشد تا بدان رفع [٣]مكروه كنند از او،يقال:فداه يفديه و افتداه،و فاداه.و فدّاه اى قال [٤]له جعلت فداك و تفادى القوم بينهم. وَ أَسَرُّوا النَّدٰامَةَ لَمّٰا رَأَوُا الْعَذٰابَ ،در او دو قول گفتند:يكى آنكه :چون عذاب بينند [٥]پشيمانى پنهان كنند [٦]تا شماتت نباشد بر ايشان،و گفتهاند:
رؤسا،پشيمانى پنهان دارند از سفله تا زفان [٧]ملامت دراز نكنند بديشان.و ابو عبيده گفت:اسرار،اظهار باشد و كلمه از اضداد است،و ازهرى گفت:اين غلط است از او،براى آنكه اسرار،اخفا [٨]و پنهان داشتن باشد،و اشرار به«شين»معجم اظهار باشد. وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ[بِالْقِسْطِ] [٩]،و ميان ايشان حكم كنند به راستى و داد [١٠]،و بر ايشان هيچ ظلمى نكنند در حكم و قضيّت و نه در عذاب و عقوبت،[براى آنكه آن] [١١]بر ايشان از فعل ايشان آمد.و از رسول-عليه السّلام-پرسيدند كه ايشان را چه سود دارد پشيمانى پوشيده داشتن.گفت:ترس شماتت اعدا.
[قوله] [١٢]: أَلاٰ إِنَّ لِلّٰهِ ،«الا»كلمتى [١٣]است كه عرب بدان استفتاح كلام كند،و معنى او تنبيه باشد،و اصل او«لا»ست،همزۀ استفهام در او شد براى تقرير و تأكيد،و از پس او«انّ»مكسوره آيد تا بدانند كه ما بعد او مبتدا باشد و از پس او امر و دعا باشد،چنان كه امرؤ القيس گويد:
الا انعم [١٤]صباحا ايّها الطّلل البالي [١٥]
و هل ينعمن [١٦]من كان فى العصر الخالي
و وجه اتّصال آيت به ما قبلها آن است كه:چون گفت اگر ظالم همۀ مال و
[١] .آو،آج،بم،مل،لب،آز:او.
[٢] .مج+ديگر.
[١٠] [٣] .همۀ نسخه بدلها:دفع.
[٤] .مج:قالت.
[٦] [٥] .آو،آج،بم،آز:كند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:زبان.
[٨] .آو،آج،بم،مل،لب،آز:اسرار و اخفاء.
[٩] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،از قرآن مجيد افزوده شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:داستان.
[١٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[١٣] .اساس:كلمه،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١٤] .آو،آج،بم،آز:العم.
[١٥] .آو،آج،بم،آز:العالى،مج:التالى.
[١٦] .مج:يتعمن.