روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢ - ترجمه
يا أبى [١]!انصار را خداى در جملۀ سابقان گرفت؟گفت:آرى،و با خطاب و پسرانش مشورت نكرد.عمر گفت:من پنداشتم [٢]در اين آيت ما را رفعتى دادند كه[كس با] [٣]ما[در آن] [٤]مشارك [٥]نيست،گفت:خلاف آن است كه تو پنداشتى،و مصداق اين در اوّل سورة الجمعة است فى قوله: وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمّٰا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [٦]،و در وسط سورة الحشر: وَ الَّذِينَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونٰا بِالْإِيمٰانِ [٧]... ،و در آخر سورة الانفال: وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولٰئِكَ مِنْكُمْ [٨].
و اهل علم در سابقان اول خلاف كردند:أبو موسى الاشعرى و سعيد بن-المسيب و قتاده و ابن سيرين گفتند:آنان بودند كه،به دو قبله با رسول-عليه السلام-نماز كردند.عطاء بن ابى رباح گفت:آنان كه به بدر حاضر[آمدند،شعبى گفت:
آناناند كه به بيعت رضوان حاضر] [٩]بودند.
و خلاف كردند در آنكه اوّل كس كه به رسول-عليه السلام-ايمان آورد كه بود از پس خديجه،چه در خديجه خلاف نكردند كه اوّل او بود.عبد اللّه عبّاس و زيد أرقم و جابر بن عبد اللّه الانصارىّ و محمّد بن المنكدر و ربيعه و ابو حازم المدنىّ و جملۀ اهل البيت گفتند كه:اميرالمؤمنين على بود[١٠٦-ر]اوّل كس كه به رسول ايمان آورد و نماز كرد.كلبى گفت اميرالمؤمنين ايمان آورد و او را نه سال بود.مجاهد و محمد اسحاق گفتند:دهساله بود،و محمد بن اسحاق گفت،عن عبد اللّه بن ابى نجيح،عن مجاهد،كه او گفت:از چيزها كه خداى تعالى به على بن ابى طالب- عليه السلام-خواست،آن بود كه سالى قريش را قحطى رسيد و أبو طالب عيال بسيار داشت.رسول-عليه السلام-عمش را عباس گفت:يا عم!قحطى عظيم است،و أبو طالب از سبب عيال رنجور مىباشد،بيا [١٠]تا برويم و از وى تخفيفى كنيم.گفت:
[١] .اساس:ابا،به قياس با نسخۀ آو و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٩] [٤] [٣] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٥] .اساس:مشاورت،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .سورۀ جمعه(٦٣)آيۀ ٣.
[٧] .سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ١٠.
[٨] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٧٤.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:بيايى.