روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
وَ مٰاتُوا وَ هُمْ[كٰافِرُونَ] [١] ،«واو»اوّل،عطف است و دوم حال،و بميرند ايشان و كافر باشند،يعنى على كفرهم،بر كفر ميرند.
امّا كلام در زيادت و نقصان ايمان:سلف برآنند كه،ايمان زيادت و نقصان پذيرد،و از صحابه روايت كردهاند و حديث رسول-عليه السّلام-كه گفت:
لو وزن ايمان علي بايمان اهل الارض لرجح ايمان على، و مثل اين،عمر خطّاب[گفت]در حق ابو بكر صديق.و از اميرالمؤمنين روايت كردهاند كه او گفت:
الايمان يبدو لمظة بيضاء فى القلب فكلما ازداد الايمان عظما ازداد ذلك البياض حتى يبيض القلب كله،و ان النّفاق يبدو لمظة سوداء فى القلب فكلّما ازداد النّفاق ازداد ذلك السّواد حتى يسودّ القلب كلّه، گفت:ايمان پارۀ سپيدى باشد[كه] [٢]در دل پديد آيد،چندان كه ايمان زيادت مىشود آن سپيدى زيادت مىشود تا همۀ دل سپيد شود،و نفاق پارۀ سياهى باشد كه در دل پديد آيد،چندان كه نفاق مىفزايد آن سياهى مىافزايد تا همه دلسياه شود،آنگه گفت:و ايم اللّه،به خداى كه اگر دل مؤمن بشكافى سپيد يابى،و اگر دل منافق بشكافى سياه يابى.و از تابعين مانند اين حديثها روايت كردند،و حقيقت او آن است كه:آنچه زيادت گردد از ايمان،ادلّه و طرائق آن باشد كه هرگاه كه ناظر در دليلى دگر نظر كند او را علمى دگر به مدلول حاصل شود،و يا [٣]آنكس كه او ايمان به علم جمله داند،چون به تفصيل بداند،علم او زيادت شود چنان كه يكى از ما چون عدد سورتهاى قرآن برنداند [٤]جز كه ايمان دارد كه جملۀ قرآن حقّ است و صدق است و كلام خداى و وحى و تنزيل اوست آنگه [٥]سورتهاى قرآن يكيك مىآموزد و مىشناسد و به هريك ايمان زيادت [٦]مىكند و از هريكى وجه استدلال طلب مىكند و دليل مىانگيزد بر آنكه،نه كلام مخلوقان است و كلام خداى است زيادت در ايمان بر اين وجه باشد.امّا،آنكه
[١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخه آو،از قرآن مجيد افزوده شد.
[٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .آو،آج،بم:انّما.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:قرآن نداند.
[٥] .مل:آنگاه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:تازه.