روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٤
اِعْمَلُوا عَلىٰ مَكٰانَتِكُمْ ،بركنى [١]بر تمكين [٢]و توانايى خود،يعنى مكنى [٣]آنچه توانى كردن،و اين بر سبيل تهديد و وعيد است،و مراد نهى است يعنى مكنى،و مثله قوله: ...اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ [٤].
إِنّٰا عٰامِلُونَ ،كه ما بخواهيم [٥]كردن با شما آنچه سزاى شماست،و اين اخبار است از آنچه خواهد كردن با ايشان.
وَ انْتَظِرُوا إِنّٰا مُنْتَظِرُونَ ،و انتظار كنى كه ما منتظريم،يعنى شما انتظار كنى آن خبر را كه ما مىدهيم كه ما منتظريم آن را كه شما مىگويى و تهديد مىكنى.و گفتند،معنى آيت آن است كه گفت:شما هرچه خواهى[كنيد] [٦]كه ما ايمان طاعت خداى خواهيم كردن،و توقّع كنى و انتظار و پاى داشت آن را كه كرده باشى كه ما منتظريم جزاى عمل خود را.
وَ لِلّٰهِ غَيْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،و خداى راست غيب آسمانها و زمين،يعنى هرچه در آسمانها و زمينها پوشيده باشد خداى داند،و مورد اين هم وعيد است. وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ ،و كارها همه با او شود و مرجع و مآل آن با او باشد. فَاعْبُدْهُ ،او را پرست و توكّل كن بر او،امر است از خداى تعالى به عبادت و پرستش او،و توكّل [٧]و اعتماد كردن [٨]بر او. وَ مٰا رَبُّكَ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ ،و خداى تو غافل نيست و ساهى از آنچه ايشان مىكنند.
اهل مدينه و ابن عامر و حفص و يعقوب خواندند:«تعملون»بالتّاء على الخطاب،از آنچه شما مىكنى،و باقى قرّاء به«يا»خواندند على الخبر عن الغائب.
و نيز خلاف كردند در آنكه خداى [٩]گفت: وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ [١٠].جملۀ قرّاء خواندند:
يرجع،به فتح«يا»و كسر«جيم»،مگر نافع و حفص كه ايشان خواندند:به ضمّ
[١] .آج،مل،مج،آز:بكنيد.
[٢] .آج،آز:تمكّن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بكنيد.
[٤] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٠.
[٥] .آج،مج،آز:نخواهيم.
[٦] .اساس:ندارد،آج،آز:هرچه مىخواهيد مىكنيد،مل:هرچه مىكنيد،كنيد،به قياس با نسخۀ مج، افزوده شد.
[٧] .مل:و توكّل عليه.
[٨] .مل:اعتماد كن.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+تعالى.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+الامر.