روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥١
و مراد به لفظ فعل قوله: رَحِمَ [١]رَبُّكَ ،ثمّ قال: وَ لِذٰلِكَ ،و المعنى،و لان يرحمهم [٢]خلقهم.
جواب ديگر از اصل مسئله آن است كه:«ذلك»،راجع نيست با لفظ و معنى «رحمت»،و نه نيز با«اختلاف»،بل راجع است الى كونهم أُمَّةً وٰاحِدَةً مجتمعين على الايمان،و اين وجهى لايق است براى آنكه اتّفاق است كه:خداى تعالى خلقان را[٢٠١-ر]براى ايمان و طاعت آفريد،في قوله: وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ [٣].
بعضى دگر از اهل تأويل گفتند:مراد آن است كه،اگر من خواهم همه خلقان را يك امّت كنم،يعنى همه را به بهشت برم تا همه در اين باب يك امّت و يك جبلّت و يك جنس باشند،و اين جارى مجراى آن آيت بود كه گفت: وَ لَوْ شِئْنٰا لَآتَيْنٰا كُلَّ نَفْسٍ هُدٰاهٰا... [٤]،و مراد به اين«هدى»راه بهشت [٥]،و لا محال خداى ايشان را لابدّ براى ايمان و طاعت آفريده است. وَ لاٰ يَزٰالُونَ مُخْتَلِفِينَ ،و اينان به زائل نباشند [٦]،اختلاف مىكنند و مختلف مىشوند.مراد اختلاف در دين است و آنكه از ره دين مىبشوند [٧].و ابو مسلم محمّد بن بحر گفت:مراد به اختلاف آن است كه، يخلف خلفهم[سلفهم] [٨]فى الكفر،كه خلف ايشان در كفر به دنبال سلف مىشوند، و منه قولهم:ما اختلف الجديدان و المعصران،اى جاء كلّ واحد منهما بعقب صاحبه و خلفه،و مثله قولهم:اقتتلوا [٩]،و المعنى:قتل بعضهم بعضا.
امّا«رحمت»،رقّت قلب نباشد چنان كه سايل گفت،و لكن فعل احسان و نعمت باشد به دليل آنكه [اگر] [١٠]رقيق القلب [١١]احسان و فضل [١٢]نكند او را وصف
[١] .آو،بم:الّا من رحمه،آج،مج،لب،آز:الّا من رحم.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آز:برحمتهم.
[٣] .سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ٥٦.
[٤] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ١٣.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+است.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:نمىباشند.
[٧] .اساس:نشوند،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٠] [٨] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٩] .آج،آز:اقتلوا.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:القلبى.
[١٢] .آج،لب،آز:فضلى.