روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٤
دگرباره [١]بازگويد،آن فريشتگانى كه ايشان همه عمر خود از بدايت خلق عالم تا نهايت فناى او همۀ عمر خود در يك طاعت به سر برده باشند آواز بردارند و به زبان عجز و مذلّت اقرار دهند و گويند:
سبحانك ما عبدناك حقّ عبادتك ،منزّها خدايا كه تويى!ما تو را نپرستيديم چنان كه ببايست حقّ پرستيدن تو.اين سخن آن فريشتگان گويند كه همۀ عمر خود در يك ركوع و يك سجده و يك تسبيح به سر برده باشند [٢]،و در وصف ايشان قرآن مجيد مىگويد كه: يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ لاٰ يَفْتُرُونَ [٣].
اگر گويند،چگونه گفت در اين آيت: لاٰ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ،و در دگر آيت گفت: يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجٰادِلُ عَنْ نَفْسِهٰا... [٤]،و در آيتى گفت: وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ [٥]،و در آيت ديگر گفت: فَيَوْمَئِذٍ لاٰ يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاٰ جَانٌّ [٦]،نه اين آيات متناقض است؟چنان كه مىبينى كه در يكى گفت:سخن نگويد،در دگر آيت گفت:هر نفسى مجادله كند از خود،و در آيتى گفت:مردم را بخواهند [٧]پرسيدن،و در دگر آيت گفت:كس را نخواهند پرسيدن،اين مناقضه باشد، گوييم،از اين چند جواب گفتند،يكى آنكه:در اين آيت نفى كلام نكرد از ايشان نفى عام،و انّما،استثنا كرد در او و گفت: إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ،و آن مجادله و مدافعه از خويشتن به اذن او باشد،بىاذن او نباشد.و بر اين وجه مناقضه زائل بود.[و معنى هر دو آيت مطابق بود،چنان است كه گفت:كس سخن نيارد گفتن در اين روز الّا آنكه من دستورى دهم،چون دستورى دادم،به مجادله درآيد و از خويشتن خصومت كند تا باشد كه حجّتى آرد كه عذاب از او دفع شود،و نشود.
و جواب ديگر از او آن است كه:آن روز،روزى دراز باشد و در او مواقف باشد.
و اهل روز مختلف باشند:بهرى گويند و بهرى نگويند،و بهرى مأذون باشند در گفتار و بهرى نباشند،و بهرى را سؤال كنند و بهرى را نكنند،و در جايى سخن گويند و در جايى نگويند،و همچنين در سؤال.و بر اين وجه هم مناقضه زائل
[١] .همۀ نسخه بدلها:بار ديگر.
[٢] .اساس:باشد،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٣] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٢٠.
[٤] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١١١.
[٥] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٢٤.
[٦] .سورۀ رحمان(٥٥)آيۀ ٣٩.
[٧] .آو،بم:مردم نخواهند،مج،لب،آز:مردم را نخواهند.