روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
فرود اويند اگر گويند،چگونه گفت:خداى را به گواه كردم،و شما گواه باشيد،و چه نسبت باشد ميان گواى [١]ايشان و گواى [٢]خداى؟جواب آن است كه: أُشْهِدُ اللّٰهَ ،براى مبالغت گفت،و نيز گواى [٣]ايشان كه چون خصم گواه باشد،اگر گواى [٤]بدهد تسليم كرده باشد و اعتراف داده [٥].
آنگه بازنمود كه:خداى تعالى يار اوست و صرف كيد ايشان كند،گفت:
فَكِيدُونِي جَمِيعاً ،همه مجتمع شويد و به يكبار با من كيد كنيد و مرا مهلت مدهيد، و گرچه صورت او امر است،مراد نهى است و تهديد،نحو قوله تعالى: اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ... [٦]،و انظار،امهال باشد من قوله: ...رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ [٧]،و معنى آن است كه:اجعلني ناظرا،اى منتظرا لحلول الاجل بالمهل و لا تعجل علىّ.همزه تعديد را باشد،و اصل او از نظر باشد به معنى انتظار.و بعضى مقريان وقف كردند على قوله: مِمّٰا تُشْرِكُونَ ،و آن را آيتى گفتند.
آنگه ابتدا كردند: مِنْ دُونِهِ [١٨٣-پ] فَكِيدُونِي ،و معنى آنكه شما اگر توانيد بدون خداى با من كيد كنيد،يعنى كيد شما بر من كارگر نيايد،چون خداى تعالى با من باشد با شما نباشد،و خداى را در آن كيد كه شما كنيد صنعى [٨]نباشد، يعنى من از كيد شما نهانديشم چون خداى به من خير خواهد.
آنگه گفت كه سبب امن من و پناه و التجاء من با كيست: إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّٰهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ،من بر خداى توكّل كردهام و پشت به او دادم [٩]كه خداى من است و خداى شما،براى آنكه هيچ جانور نيست الّا [١٠]ناصيۀ او به دست قدرت اوست.و ناصيه،موى پيشانى باشد،و اصل كلمه من المناصاة است،و آن اتّصال بود،يقال:
مفازة تناصي اخرى،اى تتّصل [١١]باخرى،قال الرّاجز [١٢]:
[٣] [١] .مل،لب،آز:گواهى.
[٢] .مل:گواهى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گواهى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:اعتراف آورده.
[٦] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٠.
[٧] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٣٦.
[٨] .آج،لب،آز:صنعتى.
[٩] .آو،بم،مج:بازداده،آج،مل،لب،آز:بازدادهام.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:و الّا.
[١١] .مل:يتّصل.
[١٢] .مل،مج+شعر.