روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٥ - ترجمه
أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ ،خرد نداريد شما!يعنى خرد كار نمىبنديد كه انديشه كنيد،كه آنكس كه او بىطمع [١]كارى كند و شما را با چيزى دعوت كند،ببايد دانستن كه غرض او نفع شماست،نه نفع خود،او را اجابت بايد كردن و مخالفت نبايد كردن [٢].
آنگه گفت: وَ يٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ،اى قوم و اى جماعت!استغفار كنيد و از خداى تعالى آمرزش خواهيد،آنگه توبه كنيد با او.و آن وجوهى كه در جواب اين سؤال گفتند كه:چرا تكرار كرد استغفار و توبه به يك جاى،بگفت [٣]و مراد از هر دو [١٨٣-ر]يكى است،در اوّل سورت برفت في قوله: وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ [٤].
يُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرٰاراً ،تا باران را فرود آرد بر شما[پياپى] [٥].و عرب باران [٦]را سماء خواند براى آنكه هرچه بالاى مردم [٧]باشد و او را سايه كند آن را سماء مىخوانند.و باران را سماء خواند براى آنكه عرب چيز [٨]را به نام چيز [٩]بخواند چون ميان ايشان أدنى ملابستى باشد يا سببى [١٠].و قوله: يُرْسِلِ ،در محلّ جزم است براى جواب امر،و كسر او براى جمع [١١]ساكنين است كه لا بدّ تحريك بايست كردن،و المجزوم اذا حرّك حرّك بالكسر.و قوله: مِدْرٰاراً ،مفعال باشد من الدّرّ،و اصله اللّبن،يقال:درّ درّه،اى كثر لبنه و سأل و درّ اذا سأل و مطر.درور،و مدرار هر دو بناى مبالغت است،قال:
اجادت و بل [١٢]مد جنة فدرّت
عليهم صوب سارية درور
و نصب او بر حال است. وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلىٰ قُوَّتِكُمْ ،و ايشان را استدعا به باران براى آن كرد كه ايشان اصحاب زروع و بساتين و اشجار بودند،و نيز بيفزايد شما را قوّتى [١٣]با قوّتتان.براى آن گفت كه ايشان را قوّتى عظيم بود،و باز گفته بودند به قوّت
[١] .آو،آج،بم،مل:از بىطمعى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:مخالفت ناكردن.
[٣] .مل:بگفتيم.
[٤] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٣.
[٥] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:ابر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:مرد.
[٩] [٨] .آج،لب،آز:چيزى.
[١٠] .آج،لب،آز:مناسبتى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:براى التقاى.
[١٢] .كذا در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى:اجاد بوبل.
[١٣] .آج،بم،لب،آز:قوّت.