روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٤ - ترجمه
پرستيد كه شما را جز او خداى نيست.غيره و غيره خواندهاند،و بيان اين برفت،و آنكه هريكى كه خواند آنكه به جرّ خواند بر صفت مجرور كرد،و آنكه به رفع خواند گفت:استثناست من غير موجب،براى آنكه ما نفى است و من زيادت است،و اين امر باشد به توحيد،يعنى اعبدوا اللّه و وحّدوه [١].آنگه ايشان را گفت:
شما در آنچه مىگوييد جز دروغ و افترا و فرابافتن نمىكنيد،يعنى در دعوى الهيّت كردن در حقّ بتان.
و خداى تعالى هود را به عاد فرستاد،و مسكن ايشان ميان شام و يمن بود،جايى كه آن را احقاف خوانند،و ايشان خداوندان باغ و بستان و زروع و اشجار بودند.هود ايشان با خداى خواند و با عبادت خداى.اجابت نكردند و كفران كردند و او را دروغزن [٢]داشتند،خداى تعالى ايشان را به باد هلاك كرد،چنان كه در بينيهاى [٣]ايشان مىرفت و به زير ايشان بيرون مىآمد و احشا و امعاى ايشان پاره پاره مىكرد-و قصّه اين برفت [٤].
قوله: يٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً ،خداى تعالى در اين آيت حكايت قول هود -عليه السّلام-ياد [٥]كرد كه،او قوم خود را چه گفت،گفت:اى قوم من!بر اين اداى رسالت كه من مىكنم از شما هيچ مزد نمىخواهم و هيچ جعلى طمع نمىدارم،و مزد و ثواب من نيست مگر برآن خداى كه مرا آفريد،و اجر و اجرت مزد عمل باشد،و فطر آفريدن باشد و شكافتن و خمير فراكردن باشد و اصل شكافتن است،قال اللّه تعالى: إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ [٦]،و قوله: ...هَلْ تَرىٰ مِنْ فُطُورٍ [٧]،اى من شقوق،و آن نيز كه به معنى خلق است هم از اينجاست براى آنكه بدان ماند كه مقدورۀ [٨]معدوم در كتم عدم است،حقتعالى آن را مىبشكافد و از او بيرون مىآرد على سبيل التّوسّع و التّشبيه.و نيز آنكه خمير فراكردن است هم در او معنى شقّ است،و فطير فعيل باشد از او به معنى مفطور [٩].و آنگه بر سبيل تقريع و ملامت گفت ايشان را:
[١] .آج،بم،آز:وحده.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:به دروغ.
[٣] .آو،آج،بم،مل،لب،آز:تنهاى،مج:سينهها.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:رفته است.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:باز.
[٦] .سورۀ انفطار(٨٢)آيۀ ١.
[٧] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٣.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:مقدور.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:مفعول.