روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٦ - ترجمه
شناسى الفاظ آن و معانى آن،و چون بشنوى گمان برى كه مانند آن بتوانى گفتن، آنگه چون قصد كنى از شما متأتّى نشود.ايشان گفتند:اين ممكن باشد و ما فصحاى عربيم و امراى كلاميم و زمام آن به دست ما است چنان كه ما خواهيم بگردانيم گاه خطبه و گاه شعر و گاه مثال [١]از نظم و نثر برحسب مراد ما،چون خواستند تا بگويند نتوانستند،اين دليل اعجاز قرآن است.
امّا آنكه ازچه وجه معجز است،مسلمانان خلاف كردند،بعضى گفتند:
اعجاز او از فرط فصاحت است و آنكه در درجۀ علياست از فصاحت،و هيچ كلام [٢]فصيح به اين پايه نرسد.
و بعضى دگر گفتند [٣]:وجه اعجاز در او اين اسلوب مخصوص است كه با شعر نماند و با خطبه نماند و با هيچ نوع از انواع كلام نماند.
بعضى دگر گفتند:ازآنجا كه متضمّن اخبار غايبان است.
بعضى دگر گفتند:وجه اعجاز صرفه است،و آنكه خداى تعالى صرف كرد عرب را ازآنكه مانند آن قرآن آرند،و سلب علم كرد از ايشان با آنكه پيش از اين توانستند،و اين در باب اعجاز بليغتر باشد،و مذهب محقّقان متأخّران اين است و سيّد مرتضى علم الهدى-رحمه اللّه عليه- [٤]اين اختيار كرد و شرح و بسط اين اقاويل و وجوه او در كتب اصول مشروح است.
رسول-عليه السّلام-بيامد[و گفت] [٥]:اگر حوالت مىكنى كه اين كلام من است،شما از زمين منى و از جنس و قبيل و قبيلۀ منى،اين را معارضهاى و مناقضهاى بيارى چنان كه شعر را [٦]با يكديگر[١٦٨-ر]معارضه و مناقضه آوردهاند از:امرؤ القيس و عبيد و لبيد و طرفه و زهير قديما و حديثا.چون نمىتوانى[آوردن] [٧]، و دانى كه[نمىتوانى،بدانى كه] [٨]:اين كلام خداى است كه امّا [٩]از فصاحت
[١] .آو،آج،بم،مل،لب،آز:مثل.
[٢] .آج،بم،لب،آز:كلامى.
[٣] .آج،لب،آز+كه.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آز:قدس اللّه روحه.
[٨] [٥] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:شعرا.
[٧] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.
[٩] .مل:انّما.