روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٥ - ترجمه
است كه مىگويند:چرا گنجى فرونمىآيد با او يا فريشتهاى با او به زمين نمىآيد، نمىدانند كه تو دعوى پادشاهى و فريشتهاى نمىكنى تا تو را گنجى باشد[يا فريشتهاى] [١]قرين و ملازم و معين تو باشد. إِنَّمٰا أَنْتَ نَذِيرٌ ،تو پيغام بگزارى [٢]و ترسانندهاى ايشان را از عقاب [٣]خداى،و خداى بر همه چيز [٤]قادر و و كيل است كه كارها به او مفوّض باشد.و مورد آيت،حثّ است رسول را-عليه السّلام-بر اداى رسالت و آنكه التفات و اكتراث نكند با گفتار ايشان در محالى كه مىگويند [٥]،تو بر سر كار خود باش كه به ايشان و گفتار ايشان هيچ اعتبار نيست-الكلب ينبح و القوافل تعبر [٦].
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرٰاهُ ،يا مىگويند [٧]اين قرآن فرا بافتۀ تو است.و«ام»اين جايگاه معادلۀ اين معنى است كه از استفهام متضمّن است فى قوله: فَلَعَلَّكَ در آيت اوّل [و] [٨]منقطعه است،[تو] [٩]جواب ده بگوى كه شما نيز بيارى مانند اين حديث ده سورت فروبافته [١٠]و بخوانى و بيارى،در خواهى هركس را كه توانى بدون [١١]خداى از معبودان و همكاران خود را اگر راست مىگويى در آنكه ما معارضۀ اين قرآن خواهيم آوردن.و آيت متضمّن تحدّى است،و صورت تحدّى امر باشد و مراد تخجيل و تعجيز متحدّى [١٢].و در آيت دليل است بر اعجاز قرآن و صحّت نبوّت رسول-عليه السّلام-براى آنكه رسول ما-عليه السّلام-مردى بود از عرب من اعلاهم [١٣]و اشرفهم نسبا،در ميان ايشان زاده و پرورده،و هرگز پيش استادى و مؤدّبى و معلّمى نرفته،و چيزى نياموخته و كتابى نخوانده،و اين معنى تعاطى نكرده،و مردى امّى بود بر اصل ولادت مادر مانده،و چهل سال بر اين طريقت و سيرت مىبود،آنگه بيامد و دعوى نبوّت كرد،از او معجز خواستند گفت:معجز من كلامى است از جنس كلام شما كه شما دانى و
[٩] [٨] [١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:گزارى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:عذاب.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:چيزى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٦] .اساس:العير،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٧] .اساس:مىگويد،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١٠] .آو،آج،بم،لب،آز:فرا بافته.
[١١] .آو،آج،بم،لب،آز:برون.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+باشد.
[١٣] .آو،بم:اعلامهم.