روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٤ - ترجمه
ايمان نيارند تا عذاب بر ايشان واجب شود.ايشان عند اين تأخير گويند:چه منع [مىكند] [١]اين عذاب را كه محمّد مىگويد؟آنگه [٢]حقتعالى گفت:آن روز كه عذاب به ايشان آيد كس صرف و دفع آن نتواند كردن،اى يأتيهم العذاب ليس العذاب مصروفا عنهم و حاق بهم،به ايشان رسد آنچه ايشان از آن فسوس داشتندى [٣].
وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسٰانَ ،بگفتيم كه اين،«لام»جواب قسمى مضمر است،اى و اللّه لئن،گفت:به خداى كه اگر ما بچشانيم آدمى را از ما و خزاين ما رحمتى، آنگه آن رحمت و نعمت از او نزع كنيم و بازگيريم آيس شود و نوميد و كافر نعمت.
اين وصف آدمى است با آنكه او با هيچ حال-نه حال نعمت و نه حال شدّت [١٦٧-پ]به قاعدۀ [٤]نباشد،در نعمت شاكر نبود و بر محنت صابر نبود،تا اگر ما بر او نعمتى كنيم به تفضّل،آنگه آن نعمت از او بازاستانيم،او از رحمت ما نوميد شود [٥].
وَ لَئِنْ أَذَقْنٰاهُ نَعْمٰاءَ ،و اگر[ش] [٦]نعمتى بچشانيم پس از محنتى و شدّتى، گويد:محنت از من برفت و بطر و فخر كردن پيشه گيرد،و مثله قوله: إِنَّ الْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً، وَ إِذٰا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً [٧].
آنگه استثنا كرد از اين وصف جماعتى را،گفت: إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا ،مگر آنان كه صابر باشند و صبر پيشه گيرند و عمل صالح كنند از اداء واجبات و مندوبات و اجتناب مقبّحات،كه ايشان به اين صفت نباشند [٨]ايشان را به ثواب و جزاى اين آمرزش گناه بود و مزدى و ثوابى بزرگوار.
آنگه با رسول-عليه السّلام-خطاب كرد بر سبيل ملامت و تقريع كفّار،گفت:
فلعلّك،همانا تو اى محمّد بعضى از اين قرآن را كه بر تو وحى مىكنند رها خواهى كردن و دلت تنگ خواهد شدن به محالى و هرزهاى كه ايشان مىگويند،و آن آن
[٦] [١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٢] .لب:آنكه.
[٣] .آو،آج،لب،آز:فسوس مىدارند.
[٤] .مل:تقاعد.
[٥] .مج:برهيده شود،مل:نااوميد شود.
[٧] .سورۀ معارج(٧٠)آيات ١٩،٢٠،٢١.
[٨] .آو،آج،بم،لب،آز:باشند.