روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣١ - ترجمه
است با نام خداى تعالى،و مجاهد هم اين بگفت.عبد اللّه شدّاد گفت:راجع است با [١]رسول-عليه السّلام،و عامل در«حين»كه ظرف است قوله:يعلم،يعنى در آن [حال] [٢]كه ايشان به جهد و جهيد [٣]خويشتن پوشيده مىدارند،و سر در گليم كشيدهاند،و خويشتن از مردم پنهان كرده و سرّ در دل بداشته،و خداى مىداند كه ايشان در دل چه دارند و چه آشكارا كردهاند،كه او عالم است و دانا به اسرار دلها.و عبد اللّه عبّاس خواند:يثنوني صدورهم،على وزن يحلولى،اى تلتوي صدورهم،به ضمّ«را»على اسناد الفعل اليه.
قوله: وَ مٰا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ ،نيست هيچ جانور [٤]رونده بر زمين،يقال:دبّ و درج اذا مشى مشيا خفيفا،هرچه بر روى زمين برود او را دابّه خوانند.و بعضى علما گفتند:هرچه طعامى خورد او را دابّه خوانند تا مناسب باشد با اين كه گفت:
إِلاّٰ عَلَى اللّٰهِ رِزْقُهٰا ،هيچ جانورى نيست الّا روزيشان و قوت و غذاى ايشان بر خداى است-جلّ جلاله.بعضى دگر گفتند:«على»،به معنى«من»است،و معنى آن است كه:من اللّه رزقها،روزى ايشان از خزاين رحمت او صادر است،و معنى متقارب است،اين قول مجاهد است گفت:براى آن گفتم كه آن روزى كه خداى تقدير كرده باشد برسد،و بود كه نرسد ازآنجا كه او تقدير نكرده باشد تا مرد به گرسنگى بميرد. وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهٰا ،و مأوى و منزل و قرارگاه او داند به شب و روز از سرا [٥]و خانه و منزل. وَ مُسْتَوْدَعَهٰا ،و آنجا كه او را دفن كنند هم داند.عبد اللّه عبّاس گفت:[مستقرها]،يعنى آنجا كه با او شود،و مُسْتَوْدَعَهٰا ،يعنى گور او.مجاهد گفت:] [٦]مُسْتَقَرَّهٰا فى الرّحم، وَ مُسْتَوْدَعَهٰا فى الصّلب،يعنى به وديعت به صلب پدر دادهاند.ربيع گفت:مستقرّش[١٦٧-ر]در ايّام حيات و مستودعش [٧]چون در خاك نهند او را.بعضى دگر گفتند:مستقرّ او در بهشت يا در دوزخ،بيانش قوله تعالى في
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز مل و مج+نام.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٣] .آو،بم،مل،لب:جهد جهيد،مج:جد جهيد،آج،آز:جهد خويشتن.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آز:جانورى.
[٥] .مج:سراى.
[٦] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:مستودع.