روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٢ - ترجمه
خلاف [١]كردند كه مراد چيست،بعضى گفتند:يعنى مصر،و اين[پس] [٢]از هلاك فرعون بود كه حقتعالى فرعون را هلاك كرد و مصر به بنى اسرايل داد به ميراث،و گفتند:زمين اردن و فلسطين بود،و آن زمين مقدّسه [٣]است كه خداى تعالى به ابراهيم داد و فرزندانش.ضحّاك گفت:زمين مصر و زمين شام است. مُبَوَّأَ صِدْقٍ ، اى منزل صدق،يعنى پايهاى و منزلتى كه آن را بدل نبود،چون[سخن] [٤]راست كه آن را تغيير و تبديل نبود،و گفتند:مراد آن است كه،پايه تفضيل و تعظيم چنان كه سخن [٥]راست معظم باشد،و گفتند:پايهاى به سزا و تحقيق،نه به گزاف،و نه به ناواجب. وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّيِّبٰاتِ ،و ايشان را روزى كرديم از خوشيها [٦].در «طيّبات»،دو قول گفتند،يكى:ملاذّ و مشتهيات،و يكى:حلالهاى پاكيزه.
فَمَا اخْتَلَفُوا ،خلاف نكردند اين جهودان كه فرزندزادگان يعقوب بودند، حَتّٰى جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ ،يعنى البيان و الادلّة،تا علم به ايشان آمد،و آن ادلّه و حجج است كه دليل صحّت نبوّت رسول-عليه السّلام-مىكند.و گفتند:مراد به«علم»،معلوم است،چنان كه مخلوق را خلق گويند،و هذا الدّرهم ضرب الامير،اى مضروبه، قال اللّه تعالى: هٰذٰا خَلْقُ اللّٰهِ... [٧]،اى مخلوقه،و اين معلوم،محمّد است-صلّى اللّه عليه و آله-يعنى تا آنگه كه محمّد-صلّى اللّه عليه و آله-به پيغامبرى بيرون آمد،براى آنكه ايشان پيش خروج[او] [٨]،او را شناختند و نبوّت او دانستند از تورات و انجيل.
و در معنى فَمَا اخْتَلَفُوا دو قول گفتند:حسن گفت:بر كفر بودند يك قول [٩]،و خلاف نكردند تا آنگه كه رسول-عليه السّلام-بيامد و [١٠]قرآن و ادلّه و معجزات بياورد، آنگه مختلف شدند،بعضى ايمان آوردند و بعضى بر كفر و جحود مقام كردند.و بعضى دگر گفتند:پيش از خروج رسول-عليه السّلام-متّفق بودند بر آنكه پيغامبرى بيايد از عرب،من صفته كذى و كذى [١١]،همچنان كه رسول بود-عليه السّلام-و مبعث
[١] .مل:در او خلاف.
[٨] [٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .مج:مقدّس.
[٤] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد،مج:سحر.
[٥] .مج:سحر.
[٦] .آج،آز:خورشها.
[٧] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ١١.
[٩] .مل:يكى قول.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+كتاب.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:كيت و كيت.