روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٥ - ترجمه
گفتند: ثُمَّ ،در آيت به معنى«واو»است،براى آنكه معنى العطف يجمعها [١].و مورد آيت،تسليت رسول است-عليه السّلام-اگر آنچه در حقّ ايشان موعود است از[عذاب و] [٢]نكال،اگر تو بمانى تا ببينى و اگر تو را وفات آيد تا نبينى از ايشان فوت نخواهد شدن،مرجعشان [٣]با من است،به هيچ حال محيص نيست ايشان را از آن.
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ ،گفت:هر جماعتى و امّتى و قرنى [٤]و اهل روزگارى را پيغامبرى باشد،چون پيغامبر ايشان بديشان آيد و حجّت برايشان گيرد،خداى تعالى ميان ايشان حكم كند به عدل و داد [٥]و راستى،و القسط العدل،و القسط،النّصيب بالعدل و السّويّة [٦]،و الاقساط العدل و القسط الجور،و اصلهما واحد لأن المقسط،هو العادل الى الحقّ،و القاسط العادل عن الحقّ،و قيل:قسط اذا جارّ،و اقسط اذا ازال الجور [١٤٥-پ] وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ ،و بر ايشان ظلم نكنند و از حقّ ايشان هيچ نقصان نكنند.
آنگه حقتعالى حكايت كرد استبطاى ايشان قيامت را و دوزخ را و آنچه ايشان را وعده داد از بعث و نشور،و گفت،مىگويند ايشان-يعنى اين كافران: مَتىٰ هٰذَا الْوَعْدُ ،اين وعده كى خواهد بودن كه [٧]تو مىگويى از بعث و نشور و حساب و كتاب و ترازو و بهشت و دوزخ؟و«متى»سؤال باشد از وقت،و«وعد»خبرى [٨]باشد متضمّن نفع و راحت،و قوله: إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ،شرط تعلّق دارد به محذوفى، و التّقدير:فأتوا به ان كنتم صادقين،بيارى اگر راست مىگوييد [٩]،و«وعيد»، خلاف«وعد»باشد،خبرى بود متضمّن مضرّت و مسائت،و روا بود كه محذوف فعل وعد باشد،و تقدير چنان بود كه:متى هذا الوعد الّذي وعدتموه ان كنتم صادقين فيما وعدتم [١٠]،كجاست آن وعده كه گفتيد [١١]اگر راست گفتيد [١٢]در آن وعده[كه
[١] .آج،مل:بجمعها.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:كه مرجع ايشان.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آز:فرقى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:داستان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:و التّسويه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:اين كه.
[٨] .مل:چيزى.
[٩] .آو،آج،بم،لب،آز:مىگويى.
[١٠] .اساس:وعدتموه،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١١] [١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز مج:گفتى،مج:گفتند.