روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
استفهام را صدر كلام بود.
آنگه بيان كرد كه:از اين مكذّبان بعضى آن باشند [١]كه به اين كتاب ايمان آرند،و بعضى آن باشند كه ايمان نيارند،و«من»،تبعيض راست،في قوله: وَ مِنْهُمْ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ ،و«من»،نكرۀ موصوفه است و صالح باشد واحد را و جمع را،يعنى قوم يؤمنون به. وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ،و خداى تو عالمتر است به آنان [٢]كه اصرار كنند بر كفر،و به صلاح و ايمان نزديك نشوند.و قوله: أَعْلَمُ ،مراد نه كثرت علوم است،مراد آن است كه:معلومات او را نهايت نيست،و او را در عالمى [٣]ذات كفايت است [٤]،محتاج نيست به چيزى ديگر از معنى كه بدان عالم باشد.
آنگه گفت:يا محمّد!اگر چنان باشد كه تو را تكذيب كنند و به دروغ دارند، بگو كه:عمل من مراست،و عمل شما شما راست،يعنى كفر شما مرا زيان ندارد،و ايمان و طاعت من شما را سود ندارد،و اگر [٥]بد است بر قول شما،هم شما را زيان ندارد،و اين همچنان است كه گفت: لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ [٦]،و چنان كه در مثل گويند:كلّ شاة برجلها ستناط[١٤٥-ر]. أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمّٰا أَعْمَلُ ،شما بيزاريد [٧]از آنچه من مىكنم،و من بيزارم از آنچه شما مىكنى،چنان كه گفت: قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ، لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ [٨].
آنگه گفت:از اين كافران بعضى آنند كه گوش با سخن تو مىكنند و لكن انديشه نمىكنند،لا جرم منتفع نمىشوند،بمثابت آنانند كه كر باشند،گفت:تو توانى كه كران را چيزى بشنوانى،و اگرچه عاقل نباشند!و اين بر سبيل قطع طمع گفت رسول را[عليه السّلام] [٩]از ايمان ايشان،تا بداند كه ايشان ايمان نخواهند آوردن،و در باب نفى ايمان،اينان بمثابت آنانند كه از ايشان مستحيل باشد،و به
[١] .اساس:باشد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:با آنان.
[٣] .مج:عالم.
[٤] .آج،لب،آز+و.
[٥] .آو،آج،بم،لب،آز+نيز.
[٦] .سورۀ كافرون(١٠٩)آيۀ ٦.
[٧] .مل:بيزارى.
[٨] .سورۀ كافرون(١٠٩)آيۀ ١ و ٢.
[٩] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.