إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٤٥ - نسب المهدى عليه السلام و ولادته
و منهم العلامة المولوى محمد مبين الهندي الفرنگى محلى الحنفي ابن المولوى محب اللّه السهالوي المتوفى سنة ١٢٢٥ في كتابه «وسيلة النجاة» (ص ٤١٩ ط گلشن فيض الكائنة في لكهنو) قال:
در روايت است كه شخصى گفته كه معتضد مرا با دو كس ديگر طلبيد و گفت حسن بن على در سر من رأى وفات يافت زود برويد و در خانه ويرا فرو گيريد و هر كه در خانه وى ببينيد سر ويرا بمن آريد.
راوى ميگويد كه رفتم به سراى وى در آمدم منزلي ديدم خوبى و پاكيزگى گويا كه الحال از عمارت وى فارغ شده بودند و در آنجا پرده ديديم فرو گذاشته پرده را برداشتيم سردابى ديديم به آنجا در آمديم دريائى ديديم در اقصى آن حصيرى بر روى آب انداخته و مردى خوبترين صورت بر بالاى آن حصير در نماز ايستاده و به ما هيچ التفات نكرد.
يكى از آن دو نفر كه با من بود سبقت گرفت و خواست كه پيش وى رود در آب غرق شد و اضطراب كرد تا دست وى گرفتم خلاص گردانيدم، بعد از آن نفر ديگر خواست كه پيش رود ويرا نيز همان حال پيش آمد و خلاص كردم.
من حيران بماندم پس گفتم اى صاحب خانه از خداى تعالى و از تو عذر ميخواهم و اللّه من ندانستم كه حال چيست و به كجا ميآيم از آنچه كردم بخداى تعالى بازگشتم.
هر چند گفتم بمن هيچ التفات نكرد، بازگشتم قصه پيش معتضد گفتم گفت اين سر را پوشيده داريد و الا مىفرمايم كه شما را گردن زنند.
هذا ما في شواهد النبوة. و اين همان مهدى موعود آخر الزمان حجة خدا