فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - جزئيت و بلند خواندن بسمله
٣. ابن ابى شيبه، ترمذى، نسائى، ابن ماجه و بيهقى از عبداللّه بن مغفل روايت كردهاند:
من در نماز بسم اللّه الرحمن الرحيم را قرائت مىكردم. پدرم شنيد و گفت: فرزندم، بدعت مىگذارى؟ من پشت سر رسول خدا(ص)، ابوبكر، عمر و عثمان نماز خواندم و از هيچ كدام نشنيدم كه بسم اللّه الرحمن الرحيم را بلند بخواند. (٧٣)
فخر رازى در مورد اين روايت چند پاسخ داده است:
پاسخ اول: راوى روايت شما، انس و ابن مغفل است، در حالى كه راوى روايت ما، على بن ابى طالب(ع) و ابن عباس و ابن عمرو ابوهريره است و اينان، هم علمشان بيشتر از انس و ابن مغفل بوده و هم از اين دو به رسول خدا نزديكتر بودند.
پاسخ دوم: بالبداهه معلوم است كه پيامبر(ص) بزرگ ترها را بر كوچكترها، و علما را بر غير علما، و اشراف را بر اعراب بيابانى مقدم مىداشت و بدون شك على و ابن عباس و ابن عمر در علم و شرف و علوّ درجه از انس و ابن مغفل بالاتر بودند. به احتمال قوى، على و ابن عباس و ابن عمر در نماز نزديك رسول خدا(ص)، و انس و ابن مغفل دور از وى مىايستادند.
همچنين على(ع) هيچ گاه در جهر به بسمله مبالغه نمىكرد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ولاتجهر بصلاتك ولاتخافت بها» (٧٤).
همچنين انسان وقتى شروع به قرائت مىكند، ابتدا با صداى ضعيف آغاز مىكند و سپس كم كم صدايش قوىتر مىشود. اين اسباب ظهور در آن دارند كه على و ابن عباس و ابن عمر و ابو هريره بلند قرائت كردن بسمله را از رسول خدا شنيده و ابن مغفل و انس نشنيده باشند.
پاسخ سوم: شايد مراد از بلند قرائت نكردن بسمله در حديث ابن مغفل، عدم
(٧٣) سنن بيهقى، ج٢، ص ٥٢٢ ؛ الدرالمنثور،ج١،ص٢٩.
(٧٤) سوره اسراء، آيه ١١٠.