فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٧ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٤) مسعود امامى
پديدههاى نوظهور كه از آن سوى مرزها و به خصوص از جانب اروپاييان مىآمد، گريزان بود و آن را خطرى براى اسلام مىديد، اما نائينى از دستاوردهاى مطلوب عقلانيت غربى استقبال مىكرد و براى آن محملى شرعى مىيافت و مىكوشيد به اين طريق، خلأ نظرى فقه را جبران كند. بنابراين شيخ ـ براساس تعريفى كه در شماره نخستين اين مقالات از تعبد و تعقل ارائه شد ـ در صف تعبد گرايان و نائينى در صف عقل گرايان جاى مىگيرد.
سنّت گرايى شيخ، او را به مقابله با پديدههايى همچون قانون، مشاركت مردمى، اعتماد به رأى اكثريت، آزادى و مساوات وا مىداشت. هر چند او در اظهار نظر در باره بعضى از اين امور يك سان سخن نمىگويد و گاهى گونهاى از آنها را تأييد مىكند، ولى پرهيز از نوگرايى در مواجهه با عقلانيت عصر جديد، چهره غالب انديشه اوست.
به نظر مىرسد فقر نظريه شيخ در باره حكومت در عصر غيبت، يكى از مهمترين عوامل ابهام و ناسازگارى در اظهار نظرهاى او باشد. او گاه اظهار نظرهاى متفاوتى در باره اركان و مؤلّفههاى گوناگون مشروطيت دارد كه بسيارى از آنها با توجه به تغيير مصاديق و موضوعات خارجى قابل حل است. به عبارت ديگر، اختلاف او با مشروطه خواهان در اين گونه موارد بر سر مسائل نظرى نبود، بلكه شيخ با مصاديق موجود مشكل داشت. از اين رو، با تغيير مصاديق و شرايط، نظر او نيز تغيير مىيافت. شيخ در بازپرسى قبل از اعدامش، هنگامى كه يپرم ارمنى كه يكى از رهبران فاتح تهران بود، از او پرسيد: تو بودى كه مشروطه را حرام كردى؟ شجاعانه پاسخ داد: «بله، من بودم و تا ابد الدهر هم حرام خواهد بود. مؤسّسين اين مشروطه همه لامذهبين صرف هستند و مردم را فريب دادهاند». (٣٢)
(٣٢) مكتوبات، اعلاميهها و چند گزارش پيرامون نقش شيخ شهيد فضل اللّه نورى در مشروطيت، ص٢٩٣.