فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥ - لقطه و مجهول المالك(٢) آیت الله سيد كاظم حائرى
باشد. پس ميان صدقه دادن مال ديگرى كه صرف آن در امور خيريه است، با خوردن و تملّك آن، فرق است و اگر در مورد روايات تصدق چنين توسعهاى بدهيم، روايات تملك را نمىتوان چنين توسعهاى داد.
نكته سوم: آيا دلالت روايات تملك، بر تملك در فرض عجز از تعريف به جهت گستردگى محدوده جهل به مالك، تمام است؟
روايات تملك بدين قرار است:
١. روايت تملك آنچه در شكم چهارپا يافت شود. در وسايل الشيعه دو روايت معتبر در اين مورد آمده است: اول روايت كلينى از عبداللّه بن جعفر است كه مىگويد: به آن مرد (٤٠) نوشتم كه مردى گوسفند يا گاوى را براى قربانى خريده و چون آن را ذبح كرد، در شكم آن كيسهاى يافت كه در آن درهم يا دينار يا گوهرى بود. اين مال يافت شده براى كيست؟ در پاسخ نوشت:
عرّفها البايع، فإن لم يكن يعرفها فالشيء لك رزقك اللّه إيّاه (٤١)؛
فروشنده را از آن با خبر كند. پس اگر فروشنده آن را نشناخت، آن مال براى توست و خداوند آن را روزىات كرده است.
دوم روايت شيخ صدوق از عبداللّه بن جعفر است كه گويد: از امام(ع) در نامهاى از مردى سؤال كردم كه شتر يا گاو يا گوسفند يا حيوان ديگرى براى قربانى يا غير آن مىخرد و چون آن را ذبح مىكند، در شكمش كيسه درهم يا دينار يا گوهر يا چيز ارزشمند ديگرى مىيابد. آن مال از آن كيست؟ و با آن چه كند؟ امام(ع) نوشت:
عرّفها البايع، فإن لم يكن يعرفها فالشيء لك؛ (٤٢)
(٤٠) مقصود، امام كاظم(ع) است.
(٤١) وسايل الشيعه، ج١٧، باب ٩ از ابواب لقطه، ص٣٥٩، ح١.
(٤٢) همان، ح٢.