فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٣ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٤) مسعود امامى
و مخالفت آن با شرع اطهر...، مشروط بر اينكه اساس تمام مواد آن قانون به دو اصل مشئوم كه مساوات و حريّت افراد سكنه مملكت است، باشد و سواى اين، آنچه به تو گفتهاند، كذب محض است». (٩٠)
شيخ فضل اللّه در پايتخت زندگى مىكرد و با بسيارى از رهبران مشروطه حشر و نشر داشت. روزنامههاى آنان را مىخواند و از نزديك شاهد شكلگيرى نهضت مشروطيت بود. از اين رو، بهتر از امثال ميرزاى نائينى از اهداف مشروطه طلبان غرب زده آگاه بود. به قول خودش «اين آقايان از ايران دورند و حقيقت اوضاع را از نزديك نمىبينند و نامهها و تلگراف هايى كه به ايشان مىرسد از طرف مشروطه خواهان است و ديگر مكاتيب را به نظر آقايان نمىرسانند». (٩١) او دريافته بود كه در پس شعار عدالت خواهى و استبداد ستيزى اين گروه از مشروطه خواهان، عزم جدى بر كم رنگ كردن حضور دين، بلكه محو آثار ديندارى در صحنه سياست و زندگى اجتماعى، وجود دارد. او «صريحاً و علناً» از «فرقهاى كه زمام امور حل و عقد مطالب و قبض و بسط مهام كليه به دست آنها بود» مىشنيد كه مىگفتند: «ممكن نيست مشروطه منطبق شود با قواعد الهيه و اسلاميه و با اين تصحيحات و تطبيقات، دول خارجه ما را به عنوان مشروطه نخواهند شناخت». (٩٢)
درك درستى كه شيخ از بنياد مشروطه غربى داشت، سبب مىشد كه او ـ بر خلاف نائينى ـ (٩٣) به فهم واقع بينانهاى از دو شعار اصلى مشروطيت يعنى «آزادى» و «مساوات» دست يابد و آن دو را «دو اصل موذى» و «خراب نماينده ركن قويم قانون
(٩٠) رسائل مشروطيت، رساله تذكرة الغافل، ص١٨٢.
(٩١) مكتوبات، اعلاميهها و چند گزارش پيرامون نقش شيخ شهيد فضل اللّه نورى در مشروطيت، ص٣٣١.
(٩٢) همان، رساله حرمت مشروطه، ص١٥٤.
(٩٣) در قسمت پيشين مقاله، به بررسى كوتاه جايگاه آزادى و مساوات در نظام مشروطه غربى و درك نادرست ميرزاى نائينى از آن دو پرداختيم .