فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٤) مسعود امامى
مقدمه
در شماره پيشين، به بررسى ديدگاههاى آيت اللّه نائينى در حوزه انديشه سياسى اسلام پرداختيم و آشكار ساختيم كه چگونه نائينى تحت تأثير عقلانيت رايج عصر خود به تفسير شريعت پرداخت و گاه آموزههاى غير قطعى تمدن غرب را به عنوان پيش فرضهاى استنباط فقهى خويش برگزيد. به همين جهت، مىتوان نائينى را ـ بنابر تعريفى كه در قسمت نخست اين سلسله مقالات از تعقل و تعبد ارائه شد ـ فقيهى عقل گرا دانست.
در تقابل با انديشههاى نائينى و ديگر رهبران مذهبى مشروطيت، ديدگاه فقيهانى بود كه با مطلق مشروطيت يا مشروطيت غربى مخالف بودند. آيت اللّه شيخ فضل اللّه نورى (١٢٢٢ ـ ١٢٨٨ش)، فقيه برجسته پايتخت، رهبرى اين گروه از فقيهان را برعهده داشت.
در اين نوشتار مىكوشيم به تبيين، تحليل و نقد برخى از ديدگاههاى شيخ فضل اللّه نورى در باره مشروطيت و مؤلّفههاى آن و نيز حاكميت سياسى در اسلام بپردازيم و نشان دهيم كه چگونه رويكرد تعبد گرايى در بينش اين مجتهد بزرگ ـ در كنار عوامل ديگر ـ او را سرسختترين فقيه مخالف مشروطيت گردانيد.
١. شرح حالى كوتاه از شيخ
او در ذى حجّه ١٢٥٩ ق در خانوادهاى روحانى در مازندران به دنيا آمد. پدرش ملاعباس مجتهدى مورد اعتماد مردم و جدّ مادرىاش فقيه برجسته آيت اللّه شيخ محمد تقى نورى و دايى اش محدّث نورى صاحب مستدرك الوسائل بود. پس از گذراندن تحصيلات مكتب خانه در زادگاه و تكميل آن در حوزه علميه تهران، رهسپار نجف شد. در طول هشت سال اقامت در نجف از محضر بزرگانى چون ميرزا حبيب اللّه رشتى (١٣١٢ق) و ميرزا محمد حسن شيرازى(١٣١٢ق) بهرهمند