فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٢ - حرمت خود كشى و وجوب حفظ جان خود و ديگرى آیت الله رضا استادى
قيامت خداوند او را در حالى كه به پا مىدارد كه صورتش سياه است... سپس امر مىشود كه او را به سوى آتش ببرند.
٨. روايات مربوط به مواسات
٩. روايات تقيّه كه دلالت بر وجوب تقيه براى حفظ جان دارند؛ مانند: «انّما جعلت التقيّة ليحقن بها الدم؛
همانا تقيّه قرارداده شده تا به وسيله آن خون حفظ شود» و رواياتى از اين قبيل.
١٠. فحواى رواياتى كه دلالت بر فروش اموال محتكر دارد،(در صورت امتناع از عرضه آن).
همچنين در جواهر آمده است: شايد ادله نفقات نيز شاهدى بر اين مطلب باشد. فقها، نفقه شخص ناتوان را به صورت واجب كفايى بر مردم واجب مىدانند. (٧٤)
ممكن است گفته شود وجوب حفظ جان ديگرى، عقلى است؛ چون در حسن آن، از نظر عقلى جاى تأمل و ترديد نيست؛ همچون وجوب حفظ جان چنان كه گذشت.
آنچه ذكر شد، همه ادلّهاى بود كه در كلمات فقها يافتيم، و گفته مىشود اين ادلّه دلالت بر وجوب حفظ جان ديگرى دارد، ولى آشكار است كه اين ادله دلالت بر وجوب مطلق ندارند، اگر دلالت آن را بر اصل وجوب بپذيريم.
سخنان فقه
شيخ طوسى در خلاف مىگويد:
هرگاه فردى اضطرار به غذاى ديگرى پيدا كند، اعطاى آن بر او واجب نيست... شافعى مىگويد: دادن آن واجب است و فرد مضطرّ از دو حال بيرون نيست يا بهاى غذا را بالفعل يا در شهر خودش دارد، يا بهاى آن را ندارد. در صورتى كه
(٧٤) جواهر الكلام، ج٣٦، ص ٤٣٣.