فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣ - لقطه و مجهول المالك(٢) آیت الله سيد كاظم حائرى
إنّ أميرالمؤمنين(ع) سئل عن سفرة وجدت في الطريق مطروحة كثير لحمها و خبزها و جبنها و بيضها و فيها سكّين، فقال أميرالمؤمنين(ع): يقوّم ما فيها ثم يؤكل، لأنّه يفسد وليس له بقاء، فإن جاء طالبها غرموا له الثمن. فقيل: يا أميرالمؤمنين، لايدرى سفرة مسلم أو سفرة مجوس؟ فقال: هم فى سعة حتى يعلموا؛ (٣٦)
از اميرالمؤمنين(ع) در مورد سفرهاى كه در راه پيدا شده و در آن مقدار فراوانى گوشت، نان، پنير، تخم مرغ و يك چاقو بود، پرسش شد، آن حضرت فرمود: آنچه در سفره است، قيمت گذارى مىشود، سپس خورده مىشود؛ زيرا محتواى سفره[اگر بماند]، فاسد مىشود و قابل بقا نيست. اگرصاحب سفره آمد، يابنده قيمت آن را به او بدهكار مىشود. گفته شد: اى اميرمؤمنان، نمىدانيم سفره مال مسلمان است يا مجوسى؟ فرمود: بندگان در گشايش هستند تا علم پيدا كنند.
اين روايت دلالت بر جواز خوردن لقطه دارد، ولى سند آن ضعيف است.
همچنين روايت مرسل شيخ صدوق از امام صادق(ع) كه مىفرمايد:
و إن وجدت طعاماً في مفازة فقوّمه على نفسك لصاحبه ثمّ كله. فإن جاء صاحبه فردّ عليه القيمة؛ (٣٧)
اگر در بيابانى غذايى را يافتى، آن را براى صاحبش قيمت گذارى كن، سپس آن را بخور. پس اگر صاحبش آمد، قيمت را به او بازگردان.
٣. لقطه نشانهاى ندارد كه بتوان براساس آن تعريفش كرد. شايد اين ويژگى در حقيقت به گستردگى محدوده جهل ما در مورد مالك بازگردد. هر چند مىتوان گفت كه بعضى از مراتب گستردگى محدوده تعريف كه براى عجز از تعريف در
(٣٦) همان، باب ٢٣ از ابواب لقطه، ص٣٧٢، ح١.
(٣٧) همان، باب ٢ از ابواب لقطه، ص٣٥١، ح٩.