فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٠ - قاعده« التعزير دون الحد» سيد محمد امين هاشمى
مفهومشناسى
١. تعزير
معناى اصلى اين واژه در لغت بازداشتن است، سبب نامگذارى تعزير در فقه اسلامى آن چنان كه برخى گفتهاند، بازداشتن مجرم به وسيله مجازات از برگشت به گناه است. (١)
واژه تعزير از واژههاى رايج در فقه اسلامى است و به طور كلى پذيرفته شده كه تعزير مجازات است، اما براى تعيين ضابطه اصلى در آن، تعاريف مختلفى ارائه شده كه به آنها مىپردازيم:
ابو صلاح حلبى گفته است: «تعزير ادب كردن از روى تعبد به خاطر خداوند سبحان است كه به وسيله آن تعزير شونده و سايرين بازداشته مىشوند». (٢)
محقق حلى، تعزير را به هر آنچه براى آن مجازات معينى نباشد، تفسير كرده است. (٣)
شهيد ثانى نوشته است: «تعزير، مجازات يا زبونى است كه غالباً در اصل شرع ميزانى براى آن نيست». (٤)
در كتاب رياض مىخوانيم: «هنگامى كه ميزان مجازات مشخص نباشد، تعزير ناميده مىشود كه در فقه تأديب است». (٥)
(١) ابن منظور، لسان العرب، ج٤، ص٥٦١، دار صادر، بيروت، ١٤٠٠ق.
(٢) على اصغر، مرواريد، سلسلة الينابيع الفقهيه، ج٢٣، ص ٧٤: «التعزّير تأديب تعبداً للّه سبحانه به لردع المعزر و غيره من المكلّفين.»
(٣) محقق حلى، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج ٤، ص ١٤٧: «كل ماله عقوبة مقدرة يسمى حداً و ما ليس كذلك يسمى تعزيراً».
(٤) عاملى، زين الدين بن على (شهيد ثانى)، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج٢، ص ٤٢٣: «عقوبة او مهانة لا تقديرلها بأصل الشرع غالباً».
(٥) سيد على طباطبايى، رياض المسائل في بيان الأحكام بالدلائل، ج٢، ص ٤٥٩: « اذا لم تقدر العقوبة سمى تعزيراً و هو في الفقه التأديب».