فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٤) مسعود امامى
اكثرى» است و نه منافات با آن دارد؛ هر چند اين قول نسبت به دو قول ديگر، تناسب بيشترى با نظريه «دين اكثرى» دارد.
بنياد انديشه «دين اكثرى» احساس عدم نياز به علوم غير دينى است. اين ويژگى نسبى، ممكن است با هر سه قول مذكور جمع شود؛ مثلاً در قول سوم كه تناسب بيشترى با نظريات «دين اقلى» يا «دين غير اكثرى» دارد، ممكن است دايره «منطقة الفراغ» چنان تنگ شود كه نياز به علوم غير دينى به حداقل برسد؛ چنان كه در قول دوم نيز ممكن است دايره «احكام متغيّر» به حداقل برسد و به همين جهت از نياز به علوم غير دينى كاسته شود.
آنچه سبب مىشود كه شيخ را ـ بر خلاف نائينى ـ در صف طرف داران نظريه «دين اكثرى» قرار دهيم، احساس عدم نياز او به آموختن و اقتباس از دانشهاى نو و دستاوردهاى تمدن جديد است. شيخ در قبال انديشه مشروطيت كه دستاورد تمدن غرب بود، مىگويد:
قانون الهى ما... جميع مواد سياسيّه را بر وجه اكمل و اوفى داراست، حتى أرش الخدش. لذا ما أبداً محتاج به جعل قانون نخواهيم بود. (٦٠)
امروز مىبينيم در مجلس شورا كتب قانونى پارلمنت فرنگ را آورده و در دايره احتياج به قانون توسعه قايل شدهاند، غافل از اينكه ملل اروپا شريعت مدونه نداشتهاند... و ما اهل اسلام، شريعتى داريم آسمانى و جاودانى كه از بس متين و صحيح و كامل و مستحكم است نسخ بر نمىدارد. (٦١)
اما نائينى قضاوت ديگرى در قبال مشروطيت غربى دارد. او «جودت استنباط و حسن استخراج» غربيان را مىستايد كه معانى «مسئوله و شورويّه و مقيّده و مشروطه» را استنباط كرده «و به وسيله تجزيه قواى مملكت و قصر شغل متصديان،
(٦٠) رسائل مشروطيت، رساله تذكرة الغافل، ص١٧٥.
(٦١) بازخوانى روزنامه شيخ فضل اللّه نورى، لايحه هشتم، ص١٤٤.