فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٤) مسعود امامى
پايان با شكوه و پر صلابت زندگى شيخ شهيد، هر انسان منصفى را به تأمّل در نسبتهايى چون: رشوه خوارى، دنيا دوستى و رياستطلبى به شيخ وا مىدارد؛ نسبت هايى كه تاريخ نگاران وابسته به مشروطه چيان فاتح همچون ناظمالاسلام كرمانى، يحيى دولت آبادى، مهدى ملكزاده، احمد كسروى، ادوارد براون و فريدون آدميت در سراسر آثار خود تكرار كردهاند. تناقض آشكار در اظهارات برخى از اينان، اين است كه از سويى اعتراف مىكنند مشروطه غربى با انديشه دينى و به خصوص تشيّع سازگار نيست و امثال شيخ به اين حقيقت پى بردهاند. (٨) از سوى ديگر، به جاى اينكه مخالفتهاى اين عالم دينى با مشروطيت را به طور طبيعى بر دغدغههاى نظرى و اعتقادى او حمل كنند، او را به انگيزههاى شخصى و دنيوى و رياستطلبى دينى متهم مىسازند. (٩) يكى از معاصران مىنويسد:
نورى... به عنوان عالم متشرعى كه حفظ و حراست شريعت را در وظيفه خود داشت، مجتهدى بود كه از قضا در تحليلها و سخنانش آنچه كه در باره تناقض اين تجدد ايرانى و مشروطهى جديد با شرع مىگفت: صادق بود و راست گو. روشنفكرى ايران و بدتر از آن روحانيون مشروطه خواه، با خشم و تهمت و افترا حتى تكفير و توبيخ...، با او به مقابله پرداختند و ساده لوحانه انديشيدند كه با اعدام مجتهدى، مىتوانند سرپوشى بر اصل تناقض «تجدد ايرانى» و «مشروطه ايرانى» نهند. (١٠)
(٨) كسروى، احمد، تاريخ مشروطه ايران، ص٣١٦ و ٥٤٢؛ آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت،ص ٢٦١ و ٢٦٢.
(٩) ر.ك: تاريخ مشروطه ايران، ص٣٩٤ و ٧٥٧؛ ايدئولوژى نهضت مشروطيت، ص٤٣٠.
(١٠) آجودانى، ماشاء اللّه، مشروطه ايرانى، ص٣٦٥ و نيز ص ٣٨٣. همچنين ر.ك: آجدانى، لطف اللّه، علما و انقلاب مشروطيت ايران، ص٨٠.