فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٨
نهم، ابطال و احباط:
در بعضى از آيات قرآن كريم از ايجاد اسباب احباط اعمال با مرتكب شدن برخى از معاصى، نهى شده است. در بعضى از آيات تعبير به ابطال شده است؛ همانند: {لاتبطلوا صدقاتِكُم با لمنّ و الأذى} (١٣٧) ،بنا بر اين كه مراد از آن حبط باشد. آيا حقيقتاً عملى كه سابقاً به نحو صحيح انجام شده ابطال مىشود، يعنى عمل صحيح به عمل باطل منقلب مىشود، يا اين كه بدين سبب آن عمل باطل نمىشود، بلكه ثواب آن باطل مىشود و اجرى و پاداشى نخواهد داشت، يا اينكه حتى ثواب آن نيز باطل نمىشود، بلكه آنچه از آن عمل متوقع و مطلوب بود كه عبارت است از سعادت اخروى و بهشت و رهايى از عذاب،باطل مىشود؟
برخى از فقها نظريه بعضى از اصحاب مذاهب را كه امكان دارد احباط همان ابطال باشد، مورد بحث قراردادهاند؛ (١٣٨) به اين بيان كه هر عمل ـ مثلاً نماز ـ مشروط است به عدم ارتكاب بعضى معاصى ولو بعد از انجام عمل و به نحو شرط متأخر و در صورت ارتكاب معصيت، آن عمل باطل خواهد شد و اعاده يا قضاى آن ـ در صورتى كه اعاده يا قضا داشته باشد ـ واجب خواهد بود. بنابراين ابطال حقيقى بودن موارد احباط، ثبوتاً امرى ممكن است و محذورى ندارد.
لكن ظاهراً دليلى بر ابطال عمل با ارتكاب بعضى از اعمال و معاصى بعد از آن، وجود ندارد، بلكه اثباتاً خلاف ظاهر ادله است و آنچه در بعضى از آيات و روايات در مورد حبط و ابطال اعمال به ارتكاب بعضى معاصى، وارد شده است به هيچ وجه اقتضاى ابطال عمل، بلكه حتى اقتضاى نفى استحقاق ثواب را نسبت به اعمال صالح گذشته ندارد. نهايت اين است كه اين آيات و روايات بر عدم تحقق سعادت و نتيجه مطلوب انسان دلالت مىكند مگر با ملتزم شدن به ترك معاصى و انجام اعمال صالح. (١٣٩)
(١٣٧) بقره، آيه ٢٦٤.
(١٣٨) القوائد الفقهيه(بجنوردى)، ج٥، ص٢٥٢ و٢٥٣؛ مستند العروه(كتاب الصلاة)، ج٤، ص٥٥٣.
(١٣٩) الاقتصاد، ص١٢١ و١٢٢؛ مستند العروه(كتاب الصلاة)، ج٣، ص٤٤ ـ ٤٩.